كتابها آنست كه هركس چطور زندگانى و معاش كند و خود را چطور [ به نيكى ] آورد و عيال خود را چهسان به نيكويى و صلاح آورد . اين نه كتابها [ از كتابهاى ] « 1 » قديمترين چين است . بسيار كتابهاى ديگر از اين كتابها مستنبط شدهاند . و پادشاهان سلف حكم كردهاند و اين حكم هميشه جارى است كه هركس كه خواهد كه عالم و دانا شود بايد كه بنياد و اصل علوم او از اين كتابها باشد و كافى نيست كه معنى متن آن كتابها را دريابند بلكه لازم است كه هر فقره متن را بديهه شرح خوب بكنند . و از اين جهت هركس از علما اين چهار كتاب مذكور را تتبع مىكنند و به درس مىخوانند .
و هيچ مدرسه نيست كه در آنجا كتابهاى مذكور را درس گويند اما هركس كه خواهد در خانه استاد مىگيرد و به خرج خود او را نگاه مىدارد و پيش او درس مىخواند و لهذا كثرت آن معلمان و استادان بىنهايت است . و يك معلم شاگردان بسيار را درس نمىتواند گفت زيرا كه تا اشكال حروف را ننمايد كس سخن او را نمىفهمد چنانچه در بالا گذشت و يك كس را زياده نمىتواند نمودن . از اين سبب يك معلم بسيار شاگردان را [ 31 ] درس نمىتواند گفت .
در اين حكمت عملى ، سه منصب 135 [ و مرتبه است كه به عالمان اين علم تجويز مىكنند و مىدهند . مرتبه و منصب ] « 2 » اول را در هر شهر چين تجويز كرده مىدهند . و كسى كه اين مرتبه و منصب را تجويز مىكند از اجلّهء علما است كه پادشاه او را براى همين كار نصب كرده است . او را تهيو 136 گويند و منصبى كه تجويز مىنمايند سيوكاى 137 نامند . اين تهيو كه تجويز مناصب علما مىكند در صوبه [ اى ] كه تعلّق به منصب او دارد مىگردد و چون به شهرى رسد همهء مردم شهر از گرد و نواحى كه اميدوار در پلّهء آن منصباند به خدمت او جمع مىشوند . سه بار آنها را امتحان كنند امتحان اول را بعضى علما كه به اين كار مقرر منصوباند و از پادشاه علوفه مىيابند . 138 پس آن مقدار از اين مردم مىآيند كه گاهى پنج هزار و شش هزار در يك شهر جمع مىشوند . علماى مذكور بعد از امتحان ايشان را مىفرستند نزد چهار متصدى حاكم شهر كه ايشان نيز علمايند . چرا كه به غير از علما ديگرى را در آن ملك تدبير و حكومت نمىدهند . پس آن چهار متصدى و حاكم بعد از امتحان بليغ دو صد كس را از آن جمله كه نوشتهء خط ايشان بهتر از ديگران است اختيار مىنمايند و ايشان را نزد تهيو مىفرستند كه او به
هامش
( 1 ) . افزوده از ك .
( 2 ) . افزوده از ك .