دايره و طبل و [ نفير ] « 1 » 125 [ 29 ] به ترتيب مىنوازند و مكرر به زانو درمىآيند . شنيدهام كه مىترسند مبادا مار 126 ، نيرين را فرو برد و بلع كنند . « 2 »
قوانين و مسائل علم طب نزد ايشان بسيار متفاوت و متباين است از طب يونانيان ، و در نبض ديدن 127 متفقاند با اطبّاى يونان . و گاهى در ساعت تا سه ساعت نبض را ملاحظه مىنمايند . جميع ادويهء 128 ايشان مفردات است و ادويهء مركبه ندارند . و مدرسهء عليحده براى آموختن علم طب نيست چنان كه در فرنگ هست بلكه هركس از هركه مىخواهد مىآموزد و به تجربه و استعمال حاصل مىكند . و در هر دو پايتخت ملك چين اطبّا را امتحان كرده 129 به مرتبهء عالى مىرسانند ليكن در غايت بىتميزى و غفلت .
هيچ فرق نيست ميان طبيب حاذق و طبيب جاهل و هركس روا و جايز است كه طبابت كند خواه عالم و حاذق باشد خواه جاهل و نادان .
مخلص كلام كه هيچ كس علم رياضى و طب را نمىآموزد اگر داند كه در حكمت عملى و اخلاق به مراتب تواند رسيدن . 130 چه هركس كه به مرتبهء عظمى در علم اخلاق رسيد ، چنان مىپندارد كه به نهايت و غايت سعادتمندى رسيده است . چرا كه آن علم به جاى شريعت ايشان است . لهذا مسائل و مراتب حكمت عملى و اخلاق را به تفصيل بيان خواهم كرد .
پس بدانكه اعظم حكماى ايشان كنفوسيوس « 3 » چهار كتاب از قول حكماى قديم تأليف كرده است 131 و از خود كتاب ضخيم « 4 » تصنيف كرده 132 و اين پنج كتاب را تعليمات مىنامند . 133 و مضمون آن پنج كتاب احكام است بعضى اوامر و بعضى نواهى . [ 30 ] و روش نيك زندگانى كردن و تدبير ممالك و تمثيلات قدما و قوانين آداب قربانىها و اقسام نكات و دقايق اشعار حكماى سلف و گذشتگان و مانند آن .
و سواى آن پنج كتاب ، چهار كتاب ديگر 134 [ اند ] « 5 » كه كنفوسيوس « 6 » و تلامذهء او جمع كردهاند كه مشتملاند بر احكام عملى ليكن بىترتيب ، غير [ مدون ] « 7 » . و مقصود از آن
هامش
( 1 ) . ص ناخوانا ، افزوده از ك .
( 2 ) . ك : كند .
( 3 ) . ص : كيفيوسيوس ، ك : كيفوسيوس .
( 4 ) . ص : زخيم .
( 5 ) . ص ناخوانا ، افزوده از ك .
( 6 ) . ص ، ك : كيفوسيوس .
( 7 ) . ص ناخوانا ، افزوده از ك .