تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چين نامه ( فارسى ) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
تاره‌هاى مرصوده 117 چهارصد ستارهء ديگر اضافه مىكنند زيرا كه ستاره‌هاى بغايت خرد را نيز در شمار مىآرند . و منجّمان ايشان در رصد بستن 118 كمتر تلاش دارند و بسيار اشغال مىورزند به احكام و اخبار نجومى و استخراج كسوف و خسوف و تحقيق حركات افلاك اما با هزاران غلط آميخته . و مقصود كلى ايشان احكام نجوم است زيرا كه اعتقاد و گمان ايشان چنان است كه در اين عالم هرچه به فعل مىآيد از تأثير كواكب و ستاره‌ها است . و بعضى چيزها در علم نجوم از مردم مغرب به ايشان رسيده . بعضى جداول دارند به غير برهان كه از آنها خسوف و كسوف و حركات فلك را برمىآورند . پدر اين قبيله 119 كه الحال در چين پادشاهى مىكند منع كرده بود كه هيچ كس علم احكام نجوم نياموزد ، سواى جمعى كه از روى وراثت به اين علم اشتغال دارند يعنى كه پدر آنها منجّم بوده باشد . زيرا كه مىترسيد كه مبادا كسى اين علم را نيك بياموزد و مجال فتنه و فساد و فرصت اختراع بدعت‌ها در ملك بيابد . 120 اما پادشاه حال بسيارى از منجّمين را مىپرورد و نگاه [ 28 ] مىدارد و زر بسيار به ايشان مىدهد و بعضى را در درون دربار بار مىدهد و آنها خواجه‌سرا 121 و بىخايه‌اند و بعضى را خارج دربار نگاه مىدارند . و آنها جميع متصديان و عمّالان پادشاهىاند كه در پايتخت پكين ساكن‌اند . و ايشان دو فرقه‌اند ، يك فرقه از اصل چين‌اند و آنها موافق قواعد و قوانين منجّمين چين استخراج مىكنند و فرقهء ديگر مغربىاند 122 و ايشان مطابق قواعد و قوانين منجّمين مغربى استخراج حساب مىكنند . بعد از آن اين دو فرقه حساب‌هاى خود را با يكديگر مقابله مىكنند و اصلاح همدگر مىنمايند . و اين هر دو جماعه در بلندى كوهى ميدانى دارند براى رصد بستن كواكب و استعمال آلات نجومى و آلت‌هاى ايشان در غايت كلانى است « 1 » . در آن ميدان بلندى كوه يك نفر منجّم هميشه احيا و شب زنده‌دارى مىكند و چوكى مىدهد براى ملاحظه كردن كه آيا چيزى تازه در افلاك حادث مىشود . اگر چيزى تازه و امرى غريب ملحوظ گردد همان دم به عرض پادشاه رسانند و آن را تعبير و تأويل نموده احكام مىنويسند . و براى ايشان لازم است كه از خسوف و كسوف در تمام ممالك محروسه 123 خبر شايع كنند . و به موجب حكم در آن اثنا متصديان و عاملان و خادمان و مجاوران بت‌خانه‌ها هريك در بلاد خود يك جا جمع شوند ملبس به لباس و نشان‌هاى خود تا مدد كنند به نيّرين 124 كه به زعم ايشان در محنت و آزار گرفتاراند . و از اين سبب دف و
هامش
( 1 ) . ص : كلانست .