فصل پنجم در بيان صنايع كليّهء اهل چين و علوم و مراتب ايشان « 1 »
پيش از آنكه شروع كنيم در بيان تدبير و ملكدارى اهل چين ضرور است كه در باب علوم و مراتب علماى ايشان چيزى چند مذكور سازيم چرا كه جزو اعظم ملكدارى و سياست ايشان در اين منحصر است . اگرچه پادشاهان آن ملك حكما نيستند ليكن تدبير و ملكدارى به مشورت و استصواب علما و حكما مىكنند . كتب علمى ايشان بسيار تفاوت دارند از كلام روزمرهء عوام ايشان . الفاظ كتابها با الفاظ عوام همين در تركيب تفاوت دارند . [ 24 ]
مردم چين حروف تهجّى ندارند و جميع الفاظ اهل چين يك حركت بيش ندارند . و هرچيز را يك علامت خاص وضع كردهاند ، به نحوى كه هرچقدر اشيا و حقايق در عالم هست همانقدر حروف و علامت وضع كردهاند 101 چنانچه زياده از هشتاد هزار حروف علامت مىشود . هركسى كه ده هزار حروف و علامت آموخته باشد [ كم ] « 2 » و بيش مىتواند نوشت . شايد كه در تمام ملك چين يك كس به هم نرسد كه تمام حروف و علامات را بداند .
و از جمله اين علامات اكثر يك مخرج دارند و در شكل و معنى مختلفاند . لهذا محال است كه كسى بنويسد آنچه ديگرى مىگويد و مىخواهد . و هرگاه كه كسى كتاب مىخواند ، شنوندگان آن را نمىفهمند تا به كتاب نگاه نكنند . بلكه بسيار مىشود كه اكثر مردم فصيح با يكدگر حرف مىزنند سخن هم را نمىفهمند و بايد كه مكرر بگويند تا بفهمند بلكه محتاج مىشوند كه نويسند تا آن را بفهمند . اگر قلم و دوات
هامش
( 1 ) . در متنهاى چينى ترجمه شده از انگليسى و ايتاليايى ، عنوان اين فصل چنين است : « در بيان علوم انسانى و علوم طبيعى چينى و مراتب ايشان » .
( 2 ) . افزوده از ك .