مىخورانند . طريق پختن آنكه آب را جوش داده برگ مذكور را در آن مىاندازند و بعد از ساعتى آن آب را صاف كرده در وقت حاجت به كار برند .
و نيز خاموش نتوان شد از ذكر يك قسم قير مانند شير كه از پوست درختى مىكنند و از آن صمغى مىسازند كه آن را سيه 71 گويند . و آن را به رنگهاى گوناگون ملون ساخته در و ديوار و كرسى و صندلى و آلات و اوزار 72 و كشتىها و جهازها و خانههاى خود را بدان مىاندايند ، مانند آيينه روشن و درخشان مىشود . از اين جهت مردم چين دستارخوان 73 بر روى تختهء كرسى نمىگسترانند . اگر احيانا چربى يا شوربايى بر تختهء كرسى بريزد به اندك آبى شسته شود . سواى آن قير روغن ديگر دارند كه از ميوهء درختى مىكشند و به كار مىبرند همان خاصيت دارد كه گذشت ليكن آنقدر جلا و روشنايى ندارد .
در اين ملك عقاقير و ادويهء حاره 74 بسيار است و بعضى در نفس چين حاصل مىشود مثل زنجبيل و دارچين و بعضى را از ولايتهاى [ 19 ] گرد و نواحى مىآورند مثل فلفل و جوزبوا 75 و امثال آن . چون اين ادويه را از مواضعات نزديك مىآورند بسيار ارزان و كمبهااند .
شوره 76 در آن ملك بسيار به هم مىرسد . آن را صرف مىكنند در باروت 77 براى آتشبازى و تماشا چرا كه در استعمال توپ و تفنگ آنقدر مهارت ندارند . ليكن در عمل آتشبازى به مرتبهء اعلى رسيدهاند . چنانچه هر چيز را تقليد مىكنند و تصرفات عجيبه و غريبه مىنمايند . من خود ديدم در دار السلطنت و پايتخت نانكن كه در ماه اول سال كه پيش ايشان عيد بزرگ 78 است آنقدر باروت در آتشبازى صرف شد كه از براى جنگ دو سال متصل كفايت مىكرد .
چين نامه ( فارسى ) — صفحة 16
مساهمون: ماتئو ريچى
ص١٦