عالم چنان مىنمايد كه كفايت كند . و صنعت و هنر ابريشم در آن ملك بسيار است و بغايت ارزان . و از بعضى گياهها پارچهها مىبافند كه آنها را در وقت گرما مىپوشند [ 15 ] و استعمال مىكند . كار و هنر پشم نمىدانند و وقوف ندارند كه از آن سقرلاط 59 [ يا شال ] « 1 » بافند ليكن از آن نمد و كلاه مىمالند . و در ملكهاى شمالى چين آن نمدها را فرش مىكنند چرا كه در آن ممالك سرماى سخت و صعب مىشود . هرچند ارتفاع و عرض آن ملكها برابر ارتفاع و عرض ممالك فرنگستان نيست ليكن سرماى آن ملك صعبتر است و سبب اين صعوبت سرما هنوز ما را معلوم نشده مگر آنكه بگويم سبب آن ، كوههاى پر برف تاتار است كه به آن ملك نزديك است .
و از هر قسم فلزات در آن ملك از معادن حاصل مىشود . و ظروف از يك جنس مس معدنى مىسازند كه مانند نقرا سفيد است 60 . و از آهن گداخته صنايع غريب و عجيب به عمل مىآورند . و طلاى آنجا كمعيار نيست ليكن از طلاى فرنگ كم قيمتتر است . نقره و درم آنجا را سكه نمىزنند و ليكن خرج مىشود . اين قسم زر و درم براى سودا و معامله بسيار مشكل است . از آن مشكلتر آنكه آن درم بىسكه را موافق عيار آنها قيمت مىدهند . و ليكن در اكثر محال مدار به فلوس مس است براى خريد و فروخت اجناس ريزه .
و استعمال ظروف طلا و نقره در كار بزرگان ايشان كمتر [ 16 ] از سركار 61 اكابر فرنگستان است . و طلا و نقره بسيار صرف مىشود در زرينهء آلات و زيور زنان خصوصا در زيور و زرينهء آلات سر و رو . سر سفره و در خانههاى ايشان بيشتر ظروف گلين استعمال مىشود . و بهترين آن ظروف در ولايت كيام سى « 2 » 62 من توابع چين پيدا مىشود و آنجا مىسازند . [ صنعت شيشهگرى نيز در ملك چين هست اما از ريشههاى فرنگ زبونتر . عمارات و خانههاى ايشان عموما و اكثر از چوب مىسازند ] . « 3 »
و ديوارها كه از براى فاصله در ميان خانهها مىكشند از خشت است . و بامهاى خانهها بر بالاى ستونهاى چوبين نهاده شده . ستون چوب « 4 » در آنجا كمياب است ليكن عوض آن ، درختى سخت دارند كه فرنگيان آن را آهن گويند 63 چرا كه رنگ و صلابت
هامش
( 1 ) . افزوده از ك .
( 2 ) . ص ، ك : كياصين . تصحيح طبق متن ايتاليايى ، انگليسى و چينى . در ص 33 نسخه خطى درست ضبط شده .
( 3 ) . افزوده از ك .
( 4 ) . در متن ترجمهء چينى به جاى « ستون چوب » ، « درخت بلوط » آمده است .