آن مانند آهن است . آزاد درخت 64 نيز در آن ملك بسيار است . از چوب آن درخت تابوت مردگان مىسازند . بانس و نى در آن ملك بسيار حاصل مىشود اما همين تنها در ملكهاى جنوبى حاصل مىشود ، به آن وفور و فراوانى كه تمام ملك چين را كفايت مىكند ، چوب براى هيمه و سوزانيدن سواى چوبهاى متعارف ، يك نوعى قير در آنجا حاصل مىشود 65 كه در سوختن دود نمىكند و به خوبى مىسوزد و آتش عظيم دارد .
گياههاى دوايى در آن ملك بسيار حاصل مىشود كه در جاى ديگر پيدا نمىشود خصوصا ريوند چينى 66 آنقدر وفور دارد كه كسى خواهد مفت و بىقيمت از جنگلها برمىآورد . و نمك در آن ملك نه همين در سواحل درياى شور حاصل مىشود بلكه درون چين [ 17 ] آبها هست كه از آنها به آسانى نمك پيدا مىكنند .
اگرچه نمك در آنجا وافر است و ليكن چون همهء مردم آنجا نمك مىخورند و بىنمك چيزى نمىتوانند خورد ، از اين سبب حاصل و زكات نمك در خزانهء پادشاهى [ به ] مبلغهاى كلّى جمع مىشود . 67 و سوداگران نمك در آن ملك بغايت دولتمند و متمولاند .
و شكر و عسل بسيار حاصل مىشود و ليكن استعمال شكر بيشتر است . موم سه قسم است در آنجا يكى از عسل ديگر از كرمها حاصل مىشود كه آن كرمها را براى همين مطلب بالاى درختها بپرورند و اين موم ، سفيدتر و روشنتر و كمچسبندهتر از موم عسل است . 68 قسم سوم را از ميوهء درختى مىگيرند كه در سفيدى كمتر از موم قسم دوم نيست ليكن در روشنايى بغايت كمتر از آن است .
اقسام كاغذ در چين مىشود ، ليكن همه زبوناند 69 چرا كه كاغذهاى آنجا قابل نوشتن نيستند از هر دو طرف . ورقهها [ ى ] « 1 » آنها يك ذرع يا دو ذرع در طول مىباشند .
قطع نظر نموده از ذكر اكثر چيزها مثلا از سنگهاى مرمر كه به رنگهاى گوناگون منقش مىسازند و ديگر سنگهاى قيمتى و صمغها و چوبهاى خوشبو و امثال آنها .
ليكن نمىتوان گذشت از ذكر آن گياه كه برگهاى آن را جوشانيده شرابى مىسازند كه آن را چاى 70 خوانند . چنان معلوم مىشود كه استعمال چاى [ 18 ] بسيار قديم نباشد زيرا كه نزد چينيان حرفى نيست كه از براى نوشتن او وضع شده باشد . برگهاى گياه مذكور را در وقت بهار چيده در سايه خشك مىكنند . و نه همين شربت از آن مىسازند و در وقت طعام مىخورند بلكه به طريق قهوه مهمانان خود را بدان ضيافت مىكنند و
هامش
( 1 ) . افزوده از ك .