درخشنده بوده است . همچنين ممكن است كه غرض راوى تشبيه فاطمه بر خورشيد در حالتى باشد كه تازه زير ابر مىرود و يا تازه از زير ابر خارج مىشود و در هر دو حال نورى دارد كه چشم از نگاه به آن آزرده مىشود .
و تشبيه فاطمه به خورشيد در دو حالت ( كفرت غماما ، أو خرجت من السّحاب ) به دليل آن است كه در هر دو حالت هم ستر و پوشيدگى وجود دارد و هم امكان رؤيت و در عين حال جلوه و روشنى محو نمىشود و قابل مشاهده است ، به هر تقدير « كفرت » مأخوذ از « كفر » به معنى پوشاندن است و وقتى گفته مىشود « كفرت الشيء الكفره » يعنى مخفى كردن و پوشاندن آن .
و « بضاضه » عبارت از روشن بودن رنگ چهره و صفاى آن است به نحوى كه كوچكترين چيز در آن اثر مىگذارد .
[ متن عربى ]
8 - مناقب آل أبي طالب « 1 » عَطَاءٌ « 2 » عَن أَبِي رَبَاح « 3 » قَال كَانَت فَاطِمَةُ بِنْت رَسُول اللَّه ص تَعْجِن وَ إِن قَصَبَتَهَا تَضْرِب إِلَى الْجَفْنَةِ وَ رُوِيَ « 4 » أَنَّهَا كَانَت مُشْرِقَةَ الرَّبَاعِيَّةِ
ترجمه
: ابن شهر آشوب در كتابش از ابو رباح نقل كرده :
فاطمه دختر رسول خدا از آرد خمير مىساخت ، و موهاى خود را مىبافت و آنها چون بلند بودند بر روى شانههاى ايشان مىريختند ، و روايت شده كه چهرهء او چون خورشيد مىدرخشيد و چهار دندان پيشين او افتاده بود .
[ متن عربى ]
9 - مناقب آل أبي طالب « 5 » جَابِرُ بْن عَبْدِ اللَّه مَا رَأَيْت فَاطِمَةَ تَمْشِي إِلَّا ذَكَرْت
هامش
( 1 ) مناقب آل ابى طالب ، ج 3 ص 356 .
( 2 ) وى عطاء بن الزّيات است كه او را به نام ابن ابى رباح نيز مىشناسد .
( 3 ) نام او زيات و كنيهاش ابو رباح است ، و تمامى روايات خود را از ابو صالح زيات و او از ابو هريره روايت مىكند .
( 4 ) ظاهرا بخش دوم روايت از خود ابن شهر آشوب است نه از ابو رباح .
( 5 ) مناقب آل ابى طالب ، ج 3 ص 405 .