تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
براى عبدالله است ؛ نه چنان‌كه بسيارى پنداشته‌اند ، اين‌ها دو پسر ديگر او باشند ، يا اين‌كه طيب و طاهر نام پسرى جز عبدالله باشد . ابونعيم اصفهانى از حذيفه نقل كرده است كه گفت : روز محشر ، مردم در يك عرصه گرد مىآيند ، با هيچ كس سخنى گفته نمىشود ، و اولين كسى كه او را فرا مىخوانند ، محمد ( ص ) است كه مىگويد : لبّيك و سَعدَيك ( آرى ، به‌خوشى ) ، تمام نيكىها در دست تو است ، و هيچ بدى به تو باز نگردد ، هدايت‌شده آن است كه تو او را ره بنمايى ، بنده‌ات اينك پيش روى تو است ، من با تو هستم و سوى تو ، هيچ پناهى و راه نجاتى جز سوى تو نيست ، خجسته‌اى و بلند ، پاكى و پروردگار اين سرا . چنين است كه خداى متعال فرمود :
عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً
« 1 » « اميد آن كه خدايت تو را در جايى ستوده برانگيزاند » . « 2 » ابوالفرج اصفهانى : اولين كس از حسنىها كه در هاشميه ( تبعيدگاه منصور ) درگذشت ، ابراهيم بن حسن بود . عبدالله بن حسن بن حسن ، و حسن بن حسن بن حسن نيز چنين شدند . « 3 » اين سه نفر ( يعنى ابراهيم و عبدالله و حسن ) از فرزندان صلبى حسن مثنّى بودند كه در زندان كشته شدند يا درگذشتند . شيخ صدوق : على بن محمد نوفلى گويد : پدرم به من گفت : دليل بدخواهى يحيى بن خالد نسبت به موسى بن جعفر ( ع ) اين بود كه هارون الرشيد فرزندش محمد بن زبيده را نزد جعفر بن محمد بن اشعث گذاشت و اين امر يحيى را خوش نيامد و گفت : چون هارون بميرد ، و حكومت به محمد رسد ، دولت من و فرزندانم سر آيد و كار به دست جعفر و پسرانش افتد . يحيى از آن‌جا كه مىدانست جعفر به تشيع گرايش دارد ، چنين اظهار كرد كه او نيز با وى هم‌كيش است .
هامش
( 1 ) . اسراء 79 ( 2 ) . حلية الاولياء 1 / 278 ( 3 ) . مقاتل الطالبيين 171 ، 172 و 173 .