عبدمناف است . آگاه باشيد كه نخستين گواهى ناحقى كه در اسلام رخ داد ، شهادت آنان به اين امر بود كه يار ايشان جاىنشين رسول خدا ( ص ) است . پس چون آن ماجراى سعد بن عباده اتفاق افتاد ، از آن سخن برگشتند و گفتند : رسول خدا ( ص ) بى آنكه كسى را بر جاى خود بنشاند از دنيا رفت ؛ بنابراين ، پيامبر پاكِ خجسته نخستين كس در اسلام بود كه شهادت ناحق بر ضد او دادند . چيزى نگذرد كه خود پوچى كردارشان را دريابند و آيندگان پوچى سنتهاى پيشينيان را ببينند . « 1 »
ابن ابىالحديد : اولين خوارى و ذلتى كه به عربها وارد شد ، مرگ امام حسن ( ع ) بود . « 2 »
طبرى : در سال چهلم با حسن بن على ( ع ) به خلافت بيعت كردند . گويند : اولين كسى كه با او بيعت كرد قيس بن سعد بن عباده بود كه گفت : دست بگشا تا با تو بر كتاب خداى متعال و سنت پيامبرش ( ص ) و نبرد حرمتشكنان بيعت كنم . امام حسن ( ع ) به او فرمود : بر پايهى كتاب خدا و سنت پيامبرش ( ص ) كه همين دو شرط وراى هر شرطى است . پس قيس بيعت كرد و خاموش شد و مردم با او پيمان بستند .
ابنسعد از ابنعباس : پيامبر ( ص ) از خديجه دو پسر و چهار دختر داشت ؛ قاسم كه اولين فرزند وى بود ، سپس زينب ، رقيه ، فاطمه ، امكلثوم و عبدالله معروف به طاهر و طيب .
اولين كس از آنان كه درگذشت قاسم بود ، سپس عبدالله . عاص بن وائل ، ابوعمرو بن عاص گفت : نسل پسرانش قطع شد و او ابتر است ؛ پس خداوند متعال اين آيه را نازل كرد :
إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ
« 3 » « بهراستى كه دشمن تو ابتر است » . « 4 »
درست همين چيزى است كه در كتاب طبقات آمده كه « طيب » و « طاهر » دو لقب
هامش
( 1 ) . الكافى 8 / 28
( 2 ) . شرح نهج البلاغه 16 / 10
( 3 ) . كوثر 3
( 4 ) . الطبقات الكبرى 1 / 106 .