تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
پيامبر ( ص ) فرمود : على از من است و من از او ، و جبرئيل گفت : و من از هر دو . زهرى گويد : جبرئيل كه گفت : فداكارى اين باشد ؛ از اين رو بود كه در روز احد مردم از گرد پيامبر ( ص ) پراكنده شدند و حتى عثمان اولين كسى بود كه گريخت و وارد مدينه شد . « 1 » همو : ثعلبى در تفسير خود « 2 » گويد : هنگامى كه پيامبر ( ص ) قصد هجرت به مدينه كرد ، براى اداى ديون خويش و بازگرداندن امانت‌هايى كه نزد او بود ، على ( ع ) را در مكه گذاشت تا آن شب ، چون جماعت خانه را محاصره كردند ، در بسترش بخوابد و او را فرمود : روانداز حضرمى سبزرنگ مرا روى خويش انداز كه كسى از آنان به تو راه نيابد و تو را از ايشان آسيبى نرسد . چون جماعت خانه را محاصره كردند ، خداوند به جبرئيل و ميكائيل وحى كرد كه من ميان شما پيمان برادرى نهادم ولى عمر يكى از شما را درازتر از ديگرى قرار دادم ، كدامتان زندگى بيشترى را براى برادرش مىخواهد ؟ اما آنان هر دو ، آرزوى عمرى درازتر كردند . پس خداوند وحى كرد : چرا شما چونان على نبوديد كه ميان او و محمد برادرى دادم و على فداكارانه در بستر محمد خفت و از جان خويش براى زندگى او گذشت ؟ سوى زمين رهسپار شويد و او را در برابر دشمنانش پاس داريد . پس فرود آمدند ؛ جبرئيل بر بالاى سر و ميكائيل پايين پاى او نشستند و فرشتگان ندا سر دادند : خجسته باد ! اى فرزند ابوطالب ، وقتى خداوند به كسى چون تو در پيش فرشتگان مىبالد ، چه كسى همتاى تو تواند بود ؟ آن‌گاه پيامبر ( ص ) راهى مدينه شد و خداوند اين آيه را در باره‌ى على ( ع ) نازل كرد :
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ ( 207 )
« 3 » « و از ميان مردم كسى است كه براى دست‌يابى به خشنودى خدا ، از جان
هامش
( 1 ) . تذكرة الخواص 43 ( 2 ) . مقصود كتاب الكشف و البيان است . ( 3 ) . بقره 207 .