تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 516

مساهمون:

ص٥١٦
انسان بود » . اين اشاره به فرموده‌ى حق تعالى در باره‌ى آدم است كه :
وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً ( 115 )
« 1 » « ما پيش‌تر با او پيمان بسته بوديم ، اما او فراموش كرد و براى او عزمى استوار نيافتيم » . در روايتى از امام على ( ع ) است : « بسا كس كه بامداد را ديد و به شامگاهش نرسيد ، و بسا كس كه در آغاز شب بر او رشك بردند و در پايان آن ، نوحه‌كنان بر وى بگريستند » . « 2 » جوهرى : « او را در اول صَوك و بَوك ديدم » ؛ يعنى براى اولين بار . « صوك بوك » اول هر چيزى باشد . « 3 » ( باك الحمار الاتان ) يعنى خر نر با خر ماده درآميخت . ( صاك الطيب ) يعنى بوى خوش با آن بياميخت . حموى : پيامبر ( ص ) در روز حنين با اشاره به شعله‌ور شدن آتش نبرد فرمود : ( حمى الوطيس ) ؛ يعنى « تنور داغ شد » . حضرت اولين كسى بود كه اين جمله را بيان داشت . « 4 » در داستان سريّه‌ى عمير بن عدى به سوى عصماء بنت مروان از فرزندان امية بن زيد ، زنى كه مردم را بر ضد پيامبر ( ص ) مىشورانيد و عمير وى را كشت آورده است كه آن‌گاه او از پيامبر ( ص ) پرسيد : آيا در كشتن او بر من گناهى است ؟ پيامبر ( ص ) فرمود : ( لاينتطح فيها عنزان ) ؛ يعنى « در باره‌ى آن زن ، دو بز با هم سرشاخ نمىشوند » . كنايه از اين كه در اين باره هيچ اختلاف نظرى نيست . اين سخن اولين بار از پيامبر ( ص ) شنيده شد . « 5 » ميدانى : ابوزيد در معنى ( لقيته اول ذات يَدَين ) گفته است : يعنى اولين بار وى را
هامش
( 1 ) . طه 115 ( 2 ) . نهج البلاغه ، حكمت 380 ( 3 ) . صحاح اللغة ( ص‌وك ) 4 / 1597 ( 4 ) . معجم البلدان 1 / 281 ( 5 ) . داستان را بنگريد در بيشتر كتاب‌هاى سيره و از جمله در : الطبقات الكبرى 2 / 21 .