تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 515

مساهمون:

ص٥١٥
گفته‌اند : ابوسعد مزيَد بن سعد مردى از « عاد » بود كه براى اولين بار عصا به دست گرفت تا به هنگام پيرى از آن يارى جويد . از اين رو ، به هر كه رو به كهنسالى گذارد و نيازمند برداشتن عصا شود ، گويند : نيزه‌ى ابوسعد را به دست گرفته است . ذوالاصبع گويد : إما ترى شكتى رميح ابى سعد فقد أحمل السلاح معا « اين كه مىبينى كمان ابوسعد را در دست دارم ؛ از اين رو است كه گاه جنگ‌افزار را با هم برمىگيرم » . « 1 » ابن‌فارس : پرسيد : آيا روزه بر اسير ابىسعد واجب است ؟ گفت : آرى ، اگر بتواند بگيرد ؛ ومنظور از ابىسعد پير سالخورده است ؟ « 2 » ابن‌سكيت : عرب‌ها براى « جنگ » ، با سه واژه كنايه مىآورند : « عطر مَنشِم » « 3 » ، « لباس مُحارب » و « بُرد فاخر » . وى گويد : فاخر مردى از تميم بوده كه براى اولين بار در هنگام نبرد ، بُرد نگارين بر تن كرده است . جرجانى : در باره‌ى كسان يا چيزهايى كه در نيكى يا بدى با هم برابر باشند ، گفته شود : ( هم كأسنان المشط ) ؛ يعنى « آنان مانند دندانه‌هاى يك شانه‌اند » . اولين كسى كه اين سخن را بر زبان آورد ، پيامبر ( ص ) بود ، نيز اين سخن را كه ( مات حتفَ انفه ) ؛ يعنى « فلانى از راه بينىاش بمرد » و منظور مردن به مرگ طبيعى است . « 4 » گفته‌اند : ( اوّل ناس اوّل النّاس ) ؛ يعنى « اولين كسى كه گرفتار نسيان شد ، نخستين
هامش
( 1 ) . ر . ك : لسان العرب ( رم‌ح ) 5 / 310 ( 2 ) . فتيا فقيه العرب ، چاپ‌شده در « مجلة المجمع العلمى العربى دمشق » ، شماره‌ى 33 ، جزء اول ، يك كانون الثانى سال 1958 م . 9 جمادىالآخرة سال 1377 ه - . صفحه 463 ( 3 ) . منشم نام زنى عطرفروش در مكه بود كه مردان مكه هر گاه آهنگ نبرد مىكردند دستان خود را در عطر او فرو مىبردند و هم‌پيمان مىشدند . ( 4 ) . كنايات الادباء 378 .
نخستينها ( فارسى ) — صفحة 515 | الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) / محمد رضا مرواريد