تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 496

مساهمون:

ص٤٩٦
بودند ، نخست ناعم اسدى ابوفروه را خريد و سپس عثمان وى را از ناعم خريد و به گوركنى گمارد . چون مردم به عثمان تاختند ، او نيز در ميان مردم بود و عثمان را گفت : اى عثمان ، ردّ مظالم كن . « 1 » عثمان گفت : اولينش خودت هستى كه تو را با پول صدقه خريدم تا قبر بكنى ، و تو اين كار را وانهادى . فرزندش عبدالله بن ابىفروه از سران موالى بود . « 2 » يعقوبى ، پيرامون كسانى كه در روزگار فرمانروايى مغيره كارگزار معاويه بر ضد او شوريدند : و گروهى از موالى به فرماندهى يكى از مردم كوفه به نام ابوعلى سر برداشتند ؛ ابوعلى وابسته‌ى بنىحارث بن كعب بود . اين نخستين بارى بود كه كسانى از موالى مىشوريدند . مغيره كسى از بجيله را نزد آنان فرستاد و در بادوريا رودرروى هم قرار گرفتند . بجلى رو به آنان گفت : اى گروه عجميان ، اين عرب‌ها به نام دين با ما مىجنگند ، شما را چه شده است ؟ گفتند :
قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقالُوا إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً ( 1 ) يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ وَ لَنْ نُشْرِكَ بِرَبِّنا أَحَداً ( 2 )
« 3 » « به راستى ما قرآنى شگفت‌آورا شنيديم كه به راه راست هدايت مىكند پس بدان باور يافتيم و هرگز كسى را شريك پروردگارمان نخواهيم گرفت . » و خداوند پيامبر ما را براى همه‌ى مردم برانگيخت و او را از كسى دريغ نداشت ، پس بجلى با آنان جنگيد و همه را كشت . « 4 » جاحظ : شعبى بر گروهى از موالى كه پيرامون نحو سخن مىگفتند ، گذر كرد و گفت : اگر شما آن را به سامان آوريد ، خود ، اولين كسانى هستيد كه آن را تباه كرده‌ايد . « 5 » خطيب بغدادى : سفيان عيينه از هشام بن عروه از پدرش نقل كند : كار بنىاسرائيل به‌سامان بود تا اين‌كه فرزندان اسيران ديگر ملت‌ها در ميان آنان به دنيا آمدند و در ميان آنان به ديدگاه‌هاى خود پرداختند و كارشان به گمراهى كشيد . سفيان گفت : پس ما نيز چون نظر كرديم ، ديديم اولين كسانى كه كار ما را دگرگون كردند ،
هامش
( 1 ) . در متن عربى اين جمله با همان گويش گوينده چنين آمده است : « يا اثمان ، رد المذالم » . ( 2 ) . انساب الاشراف 4 / 212 ( 3 ) . جن 1 و 2 ( 4 ) . تاريخ اليعقوبى 2 / 221 ( 5 ) . البيان و التبيين 2 / 45 .
نخستينها ( فارسى ) — صفحة 496 | الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) / محمد رضا مرواريد