تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 499

مساهمون:

ص٤٩٩
اميد داشته باشم ؟ » « 1 » گويم : جارية بن قدامه سعدى كه اميرالمؤمنين ( ع ) او را براى تاراندن ابن‌حضرمى فرستاده‌ى معاويه ، رهسپار بصره فرمود و توانست وى را در خانه‌اى محاصره كند و خانه را بر او آتش زند نيز « محرّق » ناميده مىشده است . امينى : بهاءالدوله در سال 388 هجرى سيد رضى گردآورنده‌ى نهج البلاغه را شريف اجلّ لقب داد و در سال 392 ق . وى را ذومَنقبتين خواند ، و در سال 398 ق . او را ذوحَسَبين ناميد ، و در سال 401 ق . دستور داد تا خطاب‌ها و نامه‌نگارىهاى به وى با عنوان شريف اجلّ صورت پذيرد ؛ وى نخستين كسى بود كه از ناحيه‌ى دربار پادشاهى اين گونه خطاب مىشد . « 2 » ابوالفرج اصفهانى : دو مرد از بنىعبدالله بن دارم در باره‌ى روزگار پس از پيامبر ( ص ) بحث مىكردند و سرانجام به داورى اولين كسى كه آشكار شود رضايت دادند . ناگهان سيد حميَرى نمايان شد . كسى كه على ( ع ) را برتر مىدانست گفت : من و اين مرد در باره‌ى بهترين فرد پس از پيامبر ( ص ) اختلاف داريم ؛ من گفته‌ام : على بن ابىطالب ( ع ) است . سيد حميرى سخن او را قطع كرد و پرسيد : و آن حرام‌زاده چه مىگويد ؟ حاضران خنده كردند و آن مرد زبانش بند آمد و نتوانست پاسخى بدهد . « 3 » ابن‌اثير : چون عبيدة بن حارث بن عبدالمطلب را كه هنوز جان در بدن داشت ، نزد رسول خدا ( ص ) آوردند ، پرسيد : آيا من شهيد نيستم ؟ رسول فرمود : چرا ، « 4 » تو نخستين شهيد از خاندان من هستى . همو : اولين كس از اسيران بدر كه برايش فديه پرداختند ابووداعه سهمى بود كه
هامش
( 1 ) . صحاح اللغة 4 / 1457 ( 2 ) . الغدير فى الكتاب و السنة 4 / 204 ( 3 ) . الاغانى 7 / 175 ( 4 ) . الكامل 2 / 125 ؛ ادامه‌ى مطلب در الكامل نيست . .
نخستينها ( فارسى ) — صفحة 499 | الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) / محمد رضا مرواريد