تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
خواستگارى كرد و خداوند او را به ازدواج حضرت در آورد و سفير ميان آن دو جبرئيل بود ؛ اين از افتخارات قوم تو است . نيز از ميان شما مردى بهشتى به نام عكاشة بن محيصن بود كه فروتنانه بر زمين گام مىنهاد ؛ اين نيز از افتخارات قوم تو باشد . نيز اولين پرچمى كه در اسلام پيچيده شد براى عبدالله بن جحش مردى از شما بود كه اين هم از افتخارات قوم تو است . نخستين غنيمتى هم كه در اسلام تقسيم شد غنيمتى بود كه عبدالله بن جحش آورد . نيز اولين كسى كه بيعت رضوان را بست ، ابوسنان مردى از قوم تو بود و نزد رسول خدا ( ص ) آمد و گفت : اى رسول خدا ، دست بگشا تا با تو بيعت كنم . فرمود : بر چه چيز ؟ گفت : بدآنچه در دل دارى . پرسيد : چه چيزى در دل دارم ؟ گفت : پيروزى يا شهادت . پس ابوسنان بيعت كرد و مردم مىآمدند و مىگفتند : ما به همان بيعت ابوسنان پيمان مىبنديم . اين هم از افتخارات قوم تو . آنان در روز بدر يك‌هفتم مهاجران بودند . اين هم از قوم تو . « 1 » شيخ صدوق : از اميرالمؤمنين ( ع ) در باره‌ى نخستين مردى كه به مرگ ناگهانى مرد پرسيدند ، فرمود : داوود ، كه روز چهارشنبه بر منبر مرد . « 2 » جوهرى : عمرو بن هند را « محرّق » ناميدند ؛ زيرا صد تن از بنىتميم را سوزاند . ( نود و نه تن از بنىدارم و يك نفر از براجم ) . « محرّق » هم‌چنين لقب حارث بن عمرو پادشاه شام از خاندان جفنه است ؛ او را نيز از آن رو چنين نام دادند كه عرب‌ها را در سرزمينشان آتش زد ؛ خاندان او را « آل محرّق » گويند . اما منظور اسود بن يعفر از « محرّق » در شعر زير ، امرؤالقيس بن عمرو بن عدى لخمى است كه او را نيز « محرق » مىگويند .
ما ذا اؤمّل بعد آل محرّق * تركوا منازلهم و بعد أياد
« پس از آل محرّق كه خانه‌هاى خويش را وانهادند ، و پس از اياد ، ديگر به چه كسى
هامش
( 1 ) . حلية الاولياء 4 / 315 ( 2 ) . علل الشرائع 2 / 596 .