تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
كسى بود كه راهى غزوه مىشد و آخرين كسى بود كه باز مىگشت . « 1 » همو : ابن‌كلبى گويد : اولين كسانى كه در مكه دست به تجاوز زدند ، فرزندان سباق بن عبدالدار بودند كه به هلاكت افتادند و به‌جز يك خاندان كه از طريق « عك » در يمن ماندند ، ديگر كسانشان همگى از بين رفتند . « 2 » ابن عبدالبر : اولين فرد بىنژاده‌اى كه در اسلام زاده شد و داستانش شهرت يافت زياد بن عبيد بود كه به معاويه انتساب يافت . سميه ، زياد و ابوبكره و نافع را به دنيا آورد ؛ بنابراين زياد را به قريش منتسب دانستند ، ابوبكره را در شمار اعراب قلمداد كردند و نافع را از موالى شمردند . ابن‌مفرغ در باره‌ى اين سه گفته است :
إن زيادا و نافعا و ابا * بكرة عندى من اعجب العجب ان رجالا ثلاثة خلقوا * من رحم انثى مخالفى النسب ذا قرشى فى ما يقول و ذا * مولى و هذا ابن عمه عربى
« در نگاه من ، زياد و نافع و ابابكره از شگفت‌انگيزترين عجايب هستند . سه مرد كه از شكم يك زن زاده‌اند و نَسبى ديگرگون دارند . يكى چنان كه مىگويد قرشى است ، يكى از وابستگان است و آن ديگرى پسرعمويى عرب دارد . » « 3 » فيروزآبادى : عزّى نام بت يا درخت خاردارى است كه غطفان آن را پرستيده‌اند . اولين كسى كه آن را ساخت و خانه‌اى برايش ساخت و نامش را « بُسّا » نهاد ، ظالم بن اسعد بود . پس از فتح مكه ، پيامبر ( ص ) خالد بن وليد را فرستاد و آن خانه را ويران كرد و آن بت را سوزاند . « 4 » ابن‌اثير : نفيع بن معلّى بن لوذان پيش از هجرت پيامبر ( ص ) به مدينه اسلام آورد . در بطحان مردى از مزينه كه هم‌پيمان اوس بود ، وى را ديد و به دليل رقابتى كه ميان اوس و
هامش
( 1 ) . همان 3 / 131 ( 2 ) . همان 299 ( 3 ) . العقد الفريد 7 / 145 ( 4 ) . القاموس المحيط ( ع‌زى ) 1 / 517 .