شد كه ما بودهايم » .
ابنهشام گويد : يكى از دانايان اين شعر را برايم خوانده و افزودهاند كه اين نخستين شعرى است كه در ميان عرب سروده شده و آن را بر سنگنبشتهاى در يمن يافتهاند و نامى از سرايندهاش نبردهاند . « 1 »
ابوداوود ، از ابو زرعه : چند تن در مدينه نزد مروان آمدند و از او شنيدند كه پيرامون نشانههاى رستاخيز سخن مىگويد كه نخستين نشانه دجّال است . من داستان را براى عبدالله بن عمر بازگفتم . گفت : چيز مهمّى نگفته است . از پيامبر ( ص ) شنيدم كه مىفرمود : نخستين نشانهاى كه نمايان شود برآمدن خورشيد از مغرب يا بيرون آمدن دابّه در چاشتگاهان است . گمان كنم كه اولين چيز برآمدن آفتاب از باختر باشد . « 2 »
همو ، از ابنمسعود : پيامبر ( ص ) فرمود : اولين كاستى كه در بنىاسرائيل پديدار شد اين بود كه هر گاه مردى با ديگرى روبهرو مىشد مىگفت : اى فلانى ، از خدا بترس و كارى را كه مىكنى وابگذار كه بر تو روا نباشد و چون فردا او را مىديد ، حتى اگر همخور و همنوش و همنشين او بود ، وى را از اين كار باز نمىداشت . اين گونه بود كه خداوند دلهاى آنان را از هم گسست . و فرمود :
لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ عَلى لِسانِ داوُدَ وَ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ ( 78 ) كانُوا لا يَتَناهَوْنَ عَنْ مُنكَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ ما كانُوا يَفْعَلُونَ ( 79 ) تَرى كَثِيراً مِنْهُمْ يَتَوَلَّوْنَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَبِئْسَ ما قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ فِي الْعَذابِ هُمْ خالِدُونَ ( 80 ) وَ لَوْ كانُوا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ النَّبِيِّ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِياءَ وَ لكِنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ فاسِقُونَ ( 81 )
« 3 » « از ميان فرزندان اسرائيل آنان كه كفر ورزيدند ، به زبان داوود و عيسى بن مريم نفرين شدهاند ؛ از آن رو كه عصيان ورزيده و تجاوز مىكردند . يكديگر را از كار زشتى كه مرتكب آن مىشدند بازنمىداشتند . راستى چه بد بود آنچه مىكردند . بسيارى از آنان را
هامش
( 1 ) . السيرة النبوية 1 / 116
( 2 ) . سنن ابىداوود 4 / 191
( 3 ) . مائده 78 تا 81 .