گويم : ابنبكّار از اين دروغها در بارهى جدّش ابنزبير بسيار گفته است . از جمله اينكه وى در فاصلهى يك هفته هم در مكه و هم در مدينه حضور دارد و چيزهايى از اين قبيل .
ابندُريد : بنىسبّاق اولين كسانى بودند كه در مكه دست به تجاوز زدند و به هلاكت افتادند . « 1 »
همو : نخستين كسى كه عبدشمس ناميده شد سبأ بن يشجب بن يعرب بن قحطان بود . شمس نام بتى باستانى است .
در سيره گويد : او را سبأ ناميدهاند ؛ زيرا اولين كس از اعراب بود كه به اسارت رفت ( سُبى : به اسارت رفت ) . « 2 »
از انس : چون مردم يمن آمدند ، پيامبر ( ص ) فرمود : مردم يمن سوى شما آمدهاند ؛ آنان نخستين كسانى بودند كه مصافحه را به ميان آن مردمان آوردند . « 3 »
ابنهشام : ابناسحاق گويد : عمرو بن حارث بن مضاض جرهمى گويد : هنگامى كه كنانه و خزاعه آنان را از مكه بيرون راندند ، وى بكر و غبشان و شهروندان مكه را كه پس از آن خواهند آمد ، ياد كند و گويد :
يا ايها الناس سيروا إن قصركم * أن تصحبوا ذات يوم لاتسيرونا
حثوا المطى و أرخوا من أزمتّها * قبل الممات و قضّوا ما تقضّونا
كنا اناسا كما كنتم فغيّرنا * دهر فأنتم كما كنّا تكونونا
« اى مردم ، راهى شويد كه روزى فرجام شما آن خواهد بود كه هيچ از جايى به جايى نكوچيد . اينك پيش از آنكه بميريد ، بر مركبها نهيب زنيد و زمام آنها سست كنيد و آنچه ما پشت سر نهادهايم شما نيز پشت سر نهيد كه ما نيز چون شما مردمانى بوديم ؛ ولى روزگار ما را دگرگون ساخت ؛ شما نيز همان سان خواهيد
هامش
( 1 ) . الاشتقاق 91
( 2 ) . جمهرة اللغة 2 / 832
( 3 ) . سنن ابىداوود 2 / 521 ؛ التمهيد 12 / 246 .