تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
المستجير بعمرو عند كربته * كالمستجير من الرمضاء بالنار
« اى كسى كه آهنگ عمرو كرده‌اى تا به دو پناه گيرى ، آيا داستان آن خانه‌اى را نشنيده‌اى كه در آن راهزنانى هستند ، هر كه در گرفتارى خويش به عمرو پناهنده شود ، به كسى مىماند كه براى رهايى از شراره‌ها خود را به آتش زند » . « 1 » ابوعبيد از عديس : « استهلال » اولين گريه‌ى نوزاد به هنگام تولد است ، « عقى » اولين چيزى است كه از شكمش بيرون آيد . « نبط » اولين آبى است كه از چاه بيرون زند . « رس » و « رسيس » اولين تبى است كه انسان به آن مبتلا مىشود . « صدر » و « غرّه » ى هر چيز اول آن است . « فاتحة الكتاب » آغاز قرآن است . « شرخ » ، « ريعان » ، « عنفوان » ، « ميعه » و « غلواء » جوانى ، آغاز اين دوره است . « ريق الشباب » نيز آغاز جوانى است ، و « ريق المطر » اولين بارش . « حدثان الامر » يعنى آغاز هر چيز . « قرن الشمس » يعنى اول آفتاب . « عثنون الريح » يعنى اول باد . « غزالة الضحى » يعنى اول ظهر . « عروك الجارية » يعنى اولين روزهاى بلوغ زنانه‌ى يك كنيز . « سرعان الخيل » يعنى اسبان پيشتاز . « تباشير الصبح » يعنى اوايل بامداد . ابوالفرج اصفهانى از ابن‌هرمه : اولين كسى كه من را در شعر بالا برد عبدالواحد بن سليمان بن عبدالملك بود . وى كه والى مدينه بود از من پيمان گرفت كه در شعر كسى جز او را نستايم . او هرگز نيكىها و هداياى خود را از من دريغ نمىكرد و همواره جوابگوى
هامش
( 1 ) . الاغانى 24 / 223 .
نخستينها ( فارسى ) — صفحة 329 | الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) / محمد رضا مرواريد