« با هر گروهى كه دشمنى كردهاى آنان را زيانى نبوده و هر گروهى را كه برترى بخشيدهاى به بزرگى نرسيدهاند » ،
تا ننگ بركنارى را از خود بشويَد و مفهوم سرودهى خويش را عملًا در گردن او بياويزد .
نقل شده است كه مطلّب به دعبل كه پيشتر او را ستوده بود ، گفت : هر وقت به اين شعر تو فكر مىكنم ، كه گفتهاى :
أبعد مصر و بعد مطلب * ترجو الغنى ، إن ذا من العجب
ان كاثرونا جئنا باسرته ! * او واحدونا جئنا بمطّلب
« شگفتا كه پس از مصر و پس از مطّلب در پى بىنيازى هستى ، اگر بر ما فخر بفروشند ، خاندان او را به يادشان مىآوريم ، و اگر ما را بىكس بشمارند ، ما مطّلب را بياوريم » .
محبوبترين كس پيش من هستى . و هر وقت به اين شعر تو فكر مىكنم ، كه گفتهاى :
و عاديت قوما فما ضرّهم * و شرّفت قوما فما ينبلوا
« با هر گروهى كه دشمنى كردهاى آنان را زيانى نبوده و هر گروهى را كه برترى بخشيدهاى به بزرگى نرسيدهاند » ،
بيش از همه بر تو خشم مىگيرم .
جوهرى : در امثال آمده است كه « عرض سابرى » يعنى لباس نيكويى كه در اولين عرضه خريدارى شود . « 1 »
ابوالفرج اصفهانى : گويند : اغلب نام اولين كس در ميان اعراب بود كه رجزهاى طولانى سرود .
حموى ، از ابنعباس : اولين كسى كه به زبان عبرانى سخن گفت موسى ( ع ) و بنىاسرائيل بودند ، زمانى كه از رود گذشتند و خداوند فرعون را نابود كرد . چون از دريا عبور كردند ، زبانشان عبرانى بود .
گويند : هنگامى كه بختنصر اسرائيليان را به اسارت گرفت و آنان را از فرات عبور
هامش
( 1 ) . صحاح اللغة 3 / 1082 .