تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
و ليس فتى الفتيان من راح و اعتدى * لشرب صبوح او لشرب غبوق و لكن فتى الفتيان من راح و اعتدى * لضرّ عدو او لنفع صديق
« اولين جوانمرد آن نيست كه راهى شود و براى شراب صبحگاهى و شامگاهى بجنگد . اولين جوانمرد كسى باشد كه رهسپار شود و براى زيان زدن به دشمن يا سود رساندن به دوست بستيزد . » « فتى الفتيان » : يعنى اولين جوانمرد . « 1 » جوهرى : كسى گفته است : العِفاوة ( با كسره ) به معناى سر ديگ آش است و العُفاوة ( با ضمه ) به معناى باقيمانده‌ى تهِ ديگ است كه وقتى كسى ديگى را به عاريه مىستاند ، آن را نيز به ديگ برمىگرداند . وقتى گفته شود : « عفوت القِدر » يعنى آن را در ته ديگ باقى گذاشتم . « 2 » ابوهلال عسكرى : اولين كسى كه ظرف شراب را به مرغابى تشبيه كرد ، لبيد بود كه بدون آوردن نام شراب چنين گفت :
تضمن بيضا كالاوز ظروفها * اذا أتاقوا اعناقها و الحواصلا
« ظرف‌هايى سپيد داشت به سان مرغابيانى كه گردن‌ها و چينه‌دان‌هاى خود را مىافرازند » . شاعرى هم از او تقليد كرده و گفته است :
و يوم كظل الرمح قصر طولَه * دمُ الزق عنا و اصطفاق المزاهر كأن اباريق المدام عشية * اوز على الطف عوج الحناجر
« و روزى بلند هم‌چون سايه‌ى نيزه‌ها كه بلنداى آن را سبوهاى مى و زخمه‌هاى چنگ براى ما كوتاه كرد . سبوهايى كه شبانگاه چرخانده مىشوند ، گويا مرغابيانى هستند كه با گردنى كج بر كرانه‌ى رود از اين سو بدان سو روند » . « 3 »
هامش
( 1 ) . عيون الاخبار 3 / 199 ( 2 ) . صحاح اللغة 6 / 2432 ( 3 ) . ديوان المعانى 1 / 311 .