او ، شاگردانش در اين باره سخن گفتند : يحيى بن معين ، على بن مدينى ، احمد بن حنبل ، عمرو بن على فلاس ، ابوخثيمه ، و شاگردان اينان همچون ابوزرعه ، ابوحاتم ، بخارى ، مسلم ، ابواسحاق جوزجانى سعدى ، و گروهى به دنبال ايشان ، از قبيل نسائى ، ابنخزيمه ، ترمذى ، دولابى و عقيلى . وى همچنين كسانى مانند ابوحاتم بن حبّان و ابومحمد بن ابىحاتم و ابواحمد بن عدى و ابوالفتح ازدى و دارقطنى و حاكم و مقدسى و ابنجوزى را در اين شمار دانسته است . « 1 »
ثعلب : اصمعى گويد : اولين كسى كه چكامهاى به بلندى سى بيت از او بازگوييم ، مهلهل است ، سپس ذؤيب بن كعب بن عمرو بن تميم ، سپس ضمره كنانى و اضبط بن قريع . يكى از اشعار ذؤيب اين است :
يا كعب ان اخاك منحمق * فاشدد ازار اخيك يا كعب
يا ضمر اخبرنى و لستَ بفاعل * و اخوك نافعك الذى لايكذب
« اى كعب ، بهراستى كه برادرت به ناتوانى افتاده است ، پس كمر او را بربند اى كعب . اى ضمر ، گرچه اين كار را نمىكنى اما مرا خبر ده و بدان كه برادرت به سود تو خواهد بود و دروغ نخواهد بافت » .
و اين شعر از سرودههاى اضبط بن قريع است :
ادفعُ عن نفسه و يخدعنى * يا قوم من عاذرى من الخدعة
« من از جانش پاسدارى كنم و او با من نيرنگ بازد ، اى مردم ، كيست كه مرا از نيرنگبازان رها سازد » .
و از اصمعى است :
فصلَنّ البعيد ان وصل الحب - * - ل و اقطعن القريب ان قطعه
« با هر كه از تو دور است ، اگر به ريسمان پيوست ، درآميز و از هر كه به تو نزديك است ، اگر پيوند را گسست ، بگسل » .
هامش
( 1 ) . ميزان الاعتدال 1 / 110 تا 112 .