ميان ايشان و زمان پيدايش اسلام چهارصد سال فاصله بود و امرؤالقيس سالها پس از ايشان پديدار شد . « 1 »
شيخ طوسى در شرح حال كسانى مثل ابراهيم فزارى ، اسماعيل بن مهران ، زيد بن وهب ، عبدالعظيم حسنى ، مسعدة بن صدقه و مداينى از آنان به عنوان افرادى ياد مىكند كه خطبههاى اميرالمؤمنين ( ع ) را گرد آوردهاند . « 2 »
اما به گمان من اولين كسى كه آنها را جمع كرد حارث اعور همدانى بود .
شيخ صدوق و شيخ كلينى به اسناد خود از ابواسحاق سبيعى نقل مىكنند كه حارث به او گفته است : اميرالمؤمنين ( ع ) در واپسين ساعات روزى ، بر منبر سخنى گفت كه مردم از توصيفات نيكوى او و آنچه پيرامون تعظيم خداى متعال فرمود ، در شگفت شدند . سبيعى از حارث پرسيد : آيا آن خطبه را حفظ نكردهاى ؟ گفت : نوشتهام . ابواسحاق گويد : حارث آن را از روى نوشتهى خود براى ما خواند . « 3 »
ابنمنظور : از گفتههاى ابوذؤيب است :
لهنّ نشيج بالنشيل كأنها * ضرائر حرمىّ تفاحش غارها
« ديگهايشان را از غوغاى گوشتهاى اندرون ، هياهويى است ، تو گويى آتش غيرت زنان همشوى اهل حرم ، شعلهور شده است » .
جوشش ديگها و بلند شدن صداى آنها را به هياهوى زنان همشوى تشبيه كرده و آنان را منسوب به حرم كرده ؛ زيرا ايشان اولين زنانى بودند كه در نكاح يك شوهر در آمدند . « 4 »
ابنمعتز : من نخستين كسى هستم كه آرايههاى بديع را گرد آوردهام و آن را به سال 274 ق . نوشتم و اولين كسى كه نسخهى مرا بازنوشت على بن هارون بن يحيى بن
هامش
( 1 ) . مجالس ثعلب 411
( 2 ) . اين مطلب در جاهاى مختلف كتاب رجال طوسى آمده است ؛ بنگريد به صفحههاى 35 ، 47 ، 130 ، 193 و 248
( 3 ) . الكافى 1 / 141 .
( 4 ) . لسان العرب 5 / 34 .