زمخشرى : نابغه گفت :
اذا ما غزوا بالجيش ابصرت فوقهم * عصائب طير تهتدى بعصائب
جوانح قد ايقنّ انّ قبيله * اذا ما التقى الجمعان اول غالب
« هنگامى كه با سپاه خود يورش مىبرند ، بر فرازشان دستهدسته از لاشخورهايى را مىبينى كه [ به قصد كشتههاى دشمن ] يكى در پى ديگرى فرود مىآيند ، زيرا يقين كردهاند كه اگر درگيرى پيش آيد ، نخستين پيروز آنانند . » « 1 »
ابندريد : به باكرهاى كه نخستين نوزاد خود را بزايد ، « خَروس » گويند .
شرّكم حاضر و خيركم دَ * رّ خروس من الارانب بكر
« بدى و شرّ شما هميشه هست ، اما نيكىتان مثل شير خرگوشبچهها است » .
شاعر از خرگوشها سخن گفته است ؛ چون كجا پيش مىآيد كه بچهخرگوشها شير بدهند ؟ « 2 »
طبرى : هشام روايت كند : اولين كس از عرب كه نوشت حرب بن اميه بود و اولين كسى كه به پارسى نگاشت ، « بيوراسب » كه در زمان ادريس مىزيست . اولين كسى طبقات كاتبان را مرتّب كرد و آنان را در جايگاه خويش نشاند « لهراسب » فرزند كاوه فرزند كيومرث بود . « 3 »
بلاذرى : عبيدالله بن زياد اولين كسى بود كه خواهان نگارش همهى ناستودگىهاى كسان شد تا با همان چيزى كه در بارهى خودش مىگويند ، به جنگ مردم برود . « 4 »
ذهبى : حافظان نگاشتههاى دراز و كوتاه بسيارى پيرامون جرح و تعديل نگاشتهاند . اولين كسى كه در اين زمينه نوشت همان كسى است كه احمد بن حنبل در بارهى او گفته است : به چشم خود كسى را مانند يحيى بن سعيد يقظان نديدم . پس از
هامش
( 1 ) . اساس البلاغه ( جنح ) 66
( 2 ) . جمهرة اللغة 1 / 584
( 3 ) . تاريخ الامم و الملوك 6 / 178
( 4 ) . انساب الاشراف 5 / 378 .