تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
مىاندازد . نخستين ناتوانى هر قوم در برابر گرفتارىها آن است كه در برابر آن سر خم مىكنند و كار را به يكديگر وامىگذارند . اولين آلودگى آب از ناپاكى خاك آن است و اولين سرزنش قوم ، سرزنش همسران » . « 1 » ثعالبى : آغاز روز را « صبح » گويند و آغاز شب را « غسق » . اولين بارش باران « وسمىّ » و اولين رويش گياه « بارض » و اولين كِشت « لُعاع » است . اول عصرگاهان « سُلاف » است . اولين ميوه ( نوبر ) « باكوره » نام دارد و اولين فرزند را « بِكر » مىگويند . پيشاهنگ سپاه را « طليعه » مىنامند . اولين جرعه‌ى نوشيدنى را « نَهَل » مىخوانند . اولين سال‌هاى پيرى « وخط » نام دارد . اولين لحظات خواب را « نعاس » گويند . آغاز هر كارى را « حافره » خوانده‌اند . از همين باب است اين آيه‌ى قرآن كه فرمود : ( ) « 2 » « مىگويند : ما بازگشته‌هاى به آغاز امر هستيم » . در ضرب‌المثل هم آمده است : « النقد عند الحافرة » « 3 » ، يعنى جايزه را همان وقت مسابقه بدهند . اولين كسى كه وارد شود « فَرَط » نام دارد . در روايت كه گفته شده است : « انا فرَطكم على الحوض » به اين معنا است كه « من نخستين فرد از ميان شما هستم كه به حوض درآيم » . اولين صداى الاغ را « زفير » گويند و آخرينش را « شهيق » « 4 » . نام اولين نشانه‌هاى پيسى « نقبه » است .
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه 19 / 416 ( 2 ) . نازعات 10 ( 3 ) . جمهرة الامثال 2 / 302 ( 4 ) . زفير و شهيق ، به‌ترتيب به معناى دم و بازدم است . .