مىاندازد . نخستين ناتوانى هر قوم در برابر گرفتارىها آن است كه در برابر آن سر خم مىكنند و كار را به يكديگر وامىگذارند . اولين آلودگى آب از ناپاكى خاك آن است و اولين سرزنش قوم ، سرزنش همسران » . « 1 »
ثعالبى :
آغاز روز را « صبح » گويند و آغاز شب را « غسق » .
اولين بارش باران « وسمىّ » و اولين رويش گياه « بارض » و اولين كِشت « لُعاع » است .
اول عصرگاهان « سُلاف » است .
اولين ميوه ( نوبر ) « باكوره » نام دارد و اولين فرزند را « بِكر » مىگويند .
پيشاهنگ سپاه را « طليعه » مىنامند .
اولين جرعهى نوشيدنى را « نَهَل » مىخوانند .
اولين سالهاى پيرى « وخط » نام دارد .
اولين لحظات خواب را « نعاس » گويند .
آغاز هر كارى را « حافره » خواندهاند . از همين باب است اين آيهى قرآن كه فرمود : ( ) « 2 » « مىگويند : ما بازگشتههاى به آغاز امر هستيم » . در ضربالمثل هم آمده است : « النقد عند الحافرة » « 3 » ، يعنى جايزه را همان وقت مسابقه بدهند .
اولين كسى كه وارد شود « فَرَط » نام دارد . در روايت كه گفته شده است : « انا فرَطكم على الحوض » به اين معنا است كه « من نخستين فرد از ميان شما هستم كه به حوض درآيم » . اولين صداى الاغ را « زفير » گويند و آخرينش را « شهيق » « 4 » .
نام اولين نشانههاى پيسى « نقبه » است .
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه 19 / 416
( 2 ) . نازعات 10
( 3 ) . جمهرة الامثال 2 / 302
( 4 ) . زفير و شهيق ، بهترتيب به معناى دم و بازدم است . .