خديجه ) بود كه نماز برپا داشت ؛ خداوند را منتهاى فراوان است . »
و شعرى كه ابوسفيان بن حرب بن اميه چون با ابوبكر بيعت كرد ، گفت :
ما كنت احسب ان الامر منصرف * عن هاشم ثم منها عن ابىحسن
اليس اول من صلى لقبلتهم * و اعلم الناس بالاحكام و السنن
« نمىپنداشتم كه حكومت ، نخست از هاشم و آنگاه از ابوالحسن روى بگرداند ؛ آيا او نخستين كسى نبود كه به قبلهى آنان نماز گزارد و آيا به احكام و سنتها از همه آگاهتر نبود ؟ »
و سرودهى ابوالاسود دوئلى كه در تهديد طلحه و زبير گفت :
و ان عليا لكم مصحر * يماثله الاسد الاسود
اما انه اول العابد * ين بمكة و الله لايعبد
« بهراستى كه على براى شما شيرى است كه شيرترين شيرها را با او همانند توان كرد . هنگامى كه كسى خدا را نمىپرستيد ، او نخستين پرستندگان در مكه بود . »
و رجزخوانى سعيد بن قيس همدانى در صفين :
هذا على و ابن عم المصطفى * اول من اجابه فيما روى
هوالامام لايبالى من غوى
« اين على است ؛ عموزادهى مصطفى و نخستين كسى كه فراخوان او را پاسخ داد ، پيشوايى است كه وى را از گمراهان باكى نباشد . »
و گفتار زفر بن يزيد اسدى :
فحوطوا عليا و انصروه فانه * وصى و فى الاسلام اول اول
و لنتخذلوه و الحوادث جمة * فليس لكم عن ارضكم متحول
« على را در ميان خويش گيريد و او را يارى دهيد كه وى جانشين پيامبر است و پيشگام همهى نخستان در اسلام . آنگاه كه رخدادها فشار آورد ، او را