تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
لقد غرّنى من جعفر حسن بابه * و لم‌ادر ان اللوم حشو اهابه و لست و ان بالغت فى مدح جعفر * به اول انسان خرى فى ثيابه
« پيشخوان نيكوى جعفر مرا فريفت و ندانستم كه پوست او آكنده از سرزنش است . گو اين‌كه در ستايش او بسيار سروده‌ام ، اما اولين كسى نيستم كه جامه‌ى خويش را آلوده است » . « 1 » زمخشرى : وقتى گفته مىشود : « كان فلان لاول فوق » بدين معنا است كه فلانى اولين هدف تير هلاك او قرار گرفته است . اميه گويد :
دار قومى به منزل غير ضنك * من يردنا يكن لاول فوق
« خانه‌هاى قوم من در جايى است نه تنگ ؛ هر كه آهنگ ما كند اولين آماج تيرهاى ما خواهد شد » « 2 » اسكافى : در اين باره كه اميرالمؤمنين ( ع ) اولين كسى بود كه اسلام آورد و نماز خواند ، اشعارى سروده‌اند . از جمله اين‌ها است : شعر عبدالله بن ابىسفيان بن حارث بن عبدالمطلب در پاسخ وليد بن عقبه :
و إن ولى الله بعد محمد * على و فى كل المواطن صاحبه وصى رسول الله حقا و صنوه * و اول من صلى و من لان جانبه
« ولىّ خدا پس از محمد ( ص ) تنها على ( ع ) است كه در همه جا همراه او بود . جانشين به‌حق و ياور وى و نخستين كسى كه نماز خوانده و به دو گرويده است . » و سروده‌ى خزيمة بن ثابت :
وصى رسول الله من دون اهله * و فارسه قد كان فى سالف الزمن و اول من صلى من الناس كلهم * سوى خيرة النسوان و الله ذومنن
« جانشين رسول خدا ( ص ) كه از خاندان وى پاسدارى مىكرد و از ديرباز شهسوار او بود ، و نخستين كس از ميان همه‌ى مردمان به‌جز بهترين بانوان ( حضرت
هامش
( 1 ) . الوزراء و الكتّاب 215 ( 2 ) . اساس البلاغه ( ف‌وق ) 350 .