تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
وامگذاريد ، كه شما را از سرزمينتان گريزى نيست . » « 1 » بحترى در باره‌ى اسماعيل بن شهاب گويد :
صنتنى عن معاشر لايسمى * اولوهم الا غداة سباب
« مرا از جماعتى مصون داشتى كه از نخستان ايشان تنها در آغاز هر دشنام نام برده مىشود » . « 2 » گفته‌اند : شعبى بر گروهى از موالى ( وابستگان ) كه پيرامون نحو سخن مىگفتند ، گذر كرد و به آنان گفت : اگر شما خواسته باشيد آن را سامان دهيد ، اولين كسانى هستيد كه آن را به تباهى كشيد . « 3 » بحترى گويد :
اسعيد ما العلياء الا ما بنى * لك اول ابناء امّ اناس
« اى سعيد ، بلندى جايگاه چيزى نيست جز آن‌كه نخستين فرزند از مادر مردمان براى تو ساخت » . « 4 » قفطى : ابراهيم بن حبيب اولى كس در اسلام بود كه اسطرلاب ساخت و ديگر مسلمانان از او فرا گرفتند . سمرة بن جندب يكى از فرزندان او است . « 5 » ابن ابىالحديد گويد :
اذا ما اراد الله ذل قبيلة * رماها بتشبيت الهوى و التخاذل و اول عجز القوم عما ينوبهم * تقاعدهم عنه و طول التواكل و اول خبث الماء خبث ترابه * و اول لؤم القوم لؤم الحلائل
« هر گاه خدا پستى قبيله‌اى را اراده كند ، آنان را در خواسته‌هاى پراكنده و تنبلى
هامش
( 1 ) . العثمانية 293 ( 2 ) . ديوان البحترى 1 / 72 ( 3 ) . البيان و التبيين 2 / 45 ( 4 ) . ديوان البحترى 2 / 64 ( 5 ) . اخبار العلماء 50 .