تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
اين منم كه در راه آن خاندان آزار مىشوم و سرزنش مىشنوم . » فرزدق گفت : برادرزاده ، آن را بارها و بارها پخش كن ، كه به خدا تو شاعرترين فرد در ميان رفتگان و ماندگان هستى . « 1 » همو : عبدالملك اولين كس در ميان خليفگان بود كه بخل او نسبت به شاعران نمايان شد . كثير بن هراسه با تعريض به همين خشك‌دستى ، اين شعر مقنّع كندى را برايش خواند :
انى احرّض اهل البخل كلهم * لو كان ينفع اهل البخل تحريضى ما قال مالى الا زادنى كرما * حتى يكون برزق الله تعويضى و المال يرفع مَن لولا دراهمه * امسى يقلّب فينا طرف مخفوض لن‌تخرج البيض عفوا من اكفهم * الا على وجع منهم و تمريض كانها من جلود الباخلين بها * عند النوائب تحذى بالمقاريض
« اگر برانگيختن‌هاى مرا سودى بود ، من همه‌ى مردمان بخيل را برمىانگيختم . چون دارايى من به دهش كاستى يابد ، گشاده‌دستى من بيفزايد و اميد من به جايگزينى آن با رزق الهى باشد . مال آن كسى را ارجمندى بخشد كه اگر او را درهمى و دينارى نباشد در ميان ما گمنام بماند . همانان كه هرگاه سكه‌هاى سيمين از دستشان مىرود ، درد و بيمارى بر جانشان مىنشيند ؛ خشك‌دستانى كه اين درهم و دينار را به گاه سختى از ديگران دريغ دارند ، و گويى پاره‌هاى پوست آنان است كه به چاقو از تن ايشان بر مىكنند » . پس از شنيدن اين شعر ، عبدالملك گفت : راستگوتر از اين شاعر ، خداوند است كه مىفرمايد : « 2 » « و كسانى كه چون انفاق مىكنند ، زياده نمىروند و خشك‌دستى نمىكنند . و در ميانه‌ى آن راه استوارى هست » . « 3 »
هامش
( 1 ) . الاغانى 17 / 23 ( 2 ) . فرقان 67 ( 3 ) . الاغانى 17 / 75 .