تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
« خوش دارم كه زنده باشم و همه‌ى روزهاى هفته را بخوابم » . « اول » : روز يكشنبه ، « اهون » : روز دوشنبه ، « جبار » : روز سه‌شنبه ، « دبار » : روز چهارشنبه ، « مونس » روز پنجشنبه ، « عروبه » : روز جمعه و « شبار » : روز شنبه است . « 1 » ابوالفرج اصفهانى : عدى بن زيد اولين كسى بود كه در ديوان كسرى به عربى نامه‌اى نوشت و كسرى آن را براى پادشاه روم فرستاد . تا آن‌جا كه گويد : وى سپس به دمشق رفت و در آن‌جا شعر گفت و تا جايى كه به ياد دارم ، اين اولين سروده‌ى او است :
ربّ دار باسفل الجزع من دو * مة اشهى الىّ من جيرون و ندامى لايفرحون بما نا * لوا و لايرهبون صرف المنون قد سقيت الشمول فى دار بشر * قهوة مرة بماء سخين
« چه بسا كلبه‌اى در پايين درّه‌ى دومه ، براى من گواراتر از جيرون باشد . . و چه بسا اهميت هم‌نشينانى كه نه از يافته‌هاى خود شادمان هستند و نه از مرگ مىترسند ، من در خانه‌ى بشر قهوه‌اى تلخ آميخته با آب داغ نوشيده‌ام » . « 2 » و در پى آن ، اولين شعرى كه گفت ، اين بود :
لمن الدار تعفت بخيم * اصبحت غيرها طول القدم ما تبين العين من آياتها * غير نؤى مثل خط بالقلم صالحاً قد لفّها فاستوسقت * لف بازى حماما فى سلم
« از آنِ كيست اين كهنه‌سرايى كه با خيمه‌هايى برافراشته و فرسوده در گذر روزگاران پوشيده است . نشانه‌هايى كه از آن به چشم آيد دور نيست و به نگاشته‌اى با قلم مىماند . نوشته‌اى درست كه به‌سامان آن را در تومار
هامش
( 1 ) . جمهرة اللغة 3 / 1311 ( 2 ) . دومه جايى ميان شام و موصل است و با دومةالجندل فرق دارد . جيرون ساختمانى مسقف و مستطيل‌شكل در باب دمشق است كه اطراف آن سبزه‌زار بوده است . اكنون در شرقى جامع دمشق را باب جيرون مىنامند . خواننده‌ى گرامى توجه دارد كه آشفتگى شعر به اين دليل است كه بيت‌هايى از ميان اين قصيده حذف شده است . در پاره‌اى از منابع ، « قهوة مزة » آمده و آن را به معناى مى خوشگوار دانسته‌اند . شعر را بنگريد در : الاغانى 2 / 94 .