تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
بر چهارپايان اين سو و آن سو مىرفتند و نيازهاى او را فراهم مىآوردند و نامه‌هاى او را مىرساندند . همو اولين كسى بود كه خيمه‌هايى از جنس نقره و آبنوس و صندل برافراشت و ميخ‌ها و قلاب‌هايى از سيم و زر و آراسته به پارچه‌هايى از سمور و ديبا و انواع حرير كبود و سبز و سرخ و زرد بر آن كشيد و موزه‌اى مرصّع به جواهر و شمع عنبر فراهم آورد و ديگران كارهاى او را سرمشق خود كردند . چون كار به فرزندش رسيد ، غلامانى هم‌چون كوثر و ديگران را پيش انداخت و آنان را برترى داد و جايگاهشان را بالا برد . چون ام‌جعفر ديد كه فرزندش دل به غلامان بسته است ، بر سر كنيزكان خوش‌اندام زيبارو دستار پيچيد و برايشان زلف نهاد و قبا بر تنشان كرد و كمربند بر ميانشان بست ، و چون سينه‌ها و ميانشان جلوه‌گر شد آنان را سوى پسر فرستاد و پيش روى او به آمدوشد پرداختند ، ايشان را پسنديد و دل به گرو آنان نهاد و به كارشان گرفت و آنان را « غلاميات » ناميد . « 1 » جوهرى : كشته‌شده را « واجب » هم مىگويند . شاعر گفته است :
اطاعت بنوعوف اميراً نهاهم * عن السلم حتى كان اول واجب
« عوفيان اميرى را پيروى كردند كه آنان را از سازش باز داشته بود ؛ تا جايى كه خودش اولين كسى بود كشته شد . » « 2 » ابن‌قتيبه : تغلبيان شيفته‌ى يكى از معقات سبع ، يعنى چكامه‌ى عمرو بن كلثوم شدند و شاعران در وصف دلدادگى ايشان گفتند :
الهى بنىتغلب عن كل مكرمة * قصيدة قالها عمرو بن كلثوم يفاخرون بها مذ كان اولهم * يا للرجال لشعر غير مسئوم
« چكامه‌اى كه عمرو بن كلثوم سرود ، فرزندان تغلب را از هر كرامتى باز داشت ؛ آنان از آغاز همواره بدان فخر مىفروشند . واىِ آن مردان كه هنوز از اين شعر
هامش
( 1 ) . مروج الذهب 4 / 223 ( 2 ) . صحاح اللغة 1 / 232 .