بيزار نشدهاند . » « 1 »
جوهرى در حديث جمعه : وقتى گفته مىشود فلان كس « بَكَرَ و ابتكَرَ » بدين معنا است كه شتاب ورزيد و از اول خطبه در نماز حاضر شد . اين واژه از « باكوره » به معناى نوبر است . همچنين است وقتى مىگويند : « نخيل بكور » ، يعنى خرماى نوبر . « 2 »
جاحظ : گفتهاند : اولين تلفظ خطايى كه در باديه شنيده شد ، اين بود كه گفتند : « هذه عصاتى » ، و اولين اشتباهى كه در گفتار عراقيان پيش آمد كسره دادن به ياء در جملهى « حىّ على الفلاح » بود . « 3 »
ابنقتيبه : شاعرى گفته است :
و لو عليك اتكالى فى الغذاء * لكنت اول مدفون من الجوع
« در خوراك ، اگر پشتوانهى من تو بودى ، اولين كسى بودم كه از گرسنگى به خاك سپرده مىشدم » . « 4 »
ابن عبدالبر ، از واقدى و استادانش : : اولين كسى كه در مدينه براى پيامبر ( ص ) كتابت كرد ، ابىّ بن كعب بود وى نخستين كسى بود كه در پايان كتابت ، مىنوشت : « اين را فلان كس نگاشت » . وقتى ابىّ حضور نداشت پيامبر ( ص ) زيد بن ثابت را فرا مىخواند . آن دو وحى و نامههاى حضرت به مردم و واگذارىها و ديگر چيزها را مىنوشتند . « 5 »
ابندريد : يكى از شاعران جاهلى گفته است :
اؤمل ان اعيش و انّ نومى * به اول او باهون او جبار
او التالى دبار او فيومى * بمونس او عروبة او شبار
هامش
( 1 ) . الشعر و الشعراء 1 / 230
( 2 ) . صحاح اللغة ( بكر ) 3 / 152
( 3 ) . البيان و التبيين 2 / 151
( 4 ) . عيون الاخبار 3 / 292
( 5 ) . الاستيعاب 1 / 68 .