تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
است ؛ يعنى پوشش از ميان رفت . مانند آن‌كه مىگوييد : « ما برِحتُ من مكانى » ؛ يعنى از آن‌جا نرفته‌ام . « 1 » مبرّد : معن بن اوس گويد :
لعمرك ما ادرى و انى لاوجل * على ايّنا تغدو المنية اول
« به آيينت سوگند كه نمىدانم و هراسان هستم كه مرگ ، نخست بر كداميك از ما آشكار خواهد شد ! » « 2 » مسعودى : القاهر به محمد بن على عميدى خراسانى گفت : تو به گزارش روزگار عباسيان و طرفداران و پيروان آنان بسى آگاهى دارى ؛ مرا از منصور خبر ده . گفت : به خدا قسم اولين كسى بود كه ميان فرزندان عباس و خاندان ابوطالب جدايى افكند ، در حالى كه پيش‌تر وضعيتى يكسان داشتند . او نخستين خليفه‌اى بود كه منجمان را به خود نزديك ساخت و به داورىهاى ستاره‌شناسى رفتار كرد . نوبخت منجم مجوسى همراه او بود و به دست او اسلام آورد . وى پدر همين نوبختيان است . ابراهيم فزارى سراينده‌ى قصيده‌اى در باره‌ى نجوم و هيئت با او بود ، چنان كه على بن عيسى اسطرلابى منجم هم در دربار او حضور داشت . او نخستين خليفه‌اى بود كه برايش كتاب‌هايى از زبان‌هاى غيرعربى به عربى ترجمه شد ، كه از آن جمله است : كليله و دمنه ، كتاب سندهند « 3 » ، كتاب‌هاى ارسطو در منطق و جز آن ، كتاب مجسطى بطلميوس ، كتاب ارثماطيقى ، كتاب اقليدس ، و ديگر كتاب‌هاى باستانى از يونانى و رومى و پهلوى و پارسى و سريانى . اين آثار به دست مردم افتاد و در آن نگريستند و دانش آن را فرا گرفتند . در روزگار او بود كه محمد بن اسحاق كتاب المغازى و السير و اخبار المبتدأ را
هامش
( 1 ) . جمهرة اللغة 1 / 274 ( 2 ) . الكامل 2 / 157 ( 3 ) . عنوان عربى آن : دهرالدهور . يكى از گرايش‌هاى علمى فلكى هنديان .