النديم : اولين كسى كه در روزگار امويان چيزى نوشت ، قُطبه بود كه قلمهاى چهارگانه را استخراج كرد و برخى را از ديگرى بيرون آورد . وى در روى زمين ، پرنويسترين فرد به زبان عربى بود . پس از او ، ضحاك بن عجلان كاتب است كه در آغاز دوران عباسيان آمد و از قطبه بيشتر نوشت ، و به دنبال او از پرنويسترين مردمان است . در پى آنان اسحاق بن حماد كاتب است كه به روزگار منصور و مهدى مىزيست . « 1 »
همو : گفتهاند : اولين كسى كه پارسى را نوشت بيوراسب بود كه به ضحّاك ماردوش شهرت داشت .
گفتهاند : فريدون پسر آتبين بود كه چون زمين را ميان سه فرزندش سلم و تور و ايرج تقسيم كرد و يكسوم زمين را به هر يك سپرد ، نوشتهاى در ميان آنان بهجا گذاشت . اين نوشته در روزگار يزدگرد با ديگر گنجينههاى پارسى نزد پادشاه چين بود . « 2 »
نيز گفتهاند : اولين كسى كه به پارسى نوشت جمشيد پسر ويونگهان بود كه از چهارجوهاى شوشتر به اسان مىرفت و پارسيان مدعى بودند كه او وقتى بر زمين چيره شود و آدميان و پريان رام او گردند ، و ابليس به تسخير او درآيد ، او را فرمان دهد كه هر چه در نهان دارد نمايان سازد . بدين ترتيب ، نوشتن را به او آموخت . « 3 »
همو : نخستين كسى كه كتابهاى عياشى را به بغداد برد ، ابوالحسن قزوينى بود . « 4 »
ثعالبى : اولين نامهنگارى كه ميان ابوالفضل همدانى و خوارزمى رخ داد ، اين گونه بود :
مرا از نزديكى خانهى استاد ( كه عمرش دراز باد ) حال چنان باشد كه « مستى از بادهى گران به شادى آيد » ؛
و از آسودگى ديدار او آن گونه كه « گنجشكى بارانخورده آواز مستان سردهد » ؛
هامش
( 1 ) . الفهرست ، جلد اول ، جزء اول ، ص 17 ، مقالهى اول ، فن اول
( 2 ) . همان 30
( 3 ) . همان
( 4 ) . همان 3 / 685 .