است . تخم بگذار و آواز بخوان ، كه دامها را برچيدهاند ، پس شكيبايى از چه رو ؟ تا آنجا كه مىخواهى دانه بچين . و مژدهات باد كه شكارچى رفته است ، هر چند ناگزير روزى خواهد رسيد كه به دام افتى و شكار شوى ، اما شكيبا باش ! » « 1 »
پس از حركت امام حسين ( ع ) ، وقتى ابنعباس با ابنزبير روبهرو شد كه امام مردم را از بيعت با او بازمىداشت و مىدانست كه تا امام در مكه است كسى با او بيعت نمىكند ، به همين شعر استناد كرد و اين مصراع را نيز بدان افزود كه :
هذا الحسين خارج فاستبشرى
« مژدهات باد كه حسين بيرون رفته است ! » « 2 »
اما همان گونه كه در اصل شعر طرفه آمده است ، آن پرنده هم چندى بعد و در زمان حجاج شكار شد .
ثعالبى : اولين سرودهى سلّامى شعرى بود كه در دهسالگى آن را در مكتب سرود :
بدائع الحسن فيه مفترقه * و اعين الناس فيه متفقه
سهام الحاظه مفوّقة * فكل من رام لحظه رشقه
قد كتب الحسن فوق عارضه * هذا مليح و حق من خلقه
« نيكوهاى بديع در او چندان است و چشمان مردمان در بارهاش همداستان . تير مژگانش به جان مىزند و بر هر كه بنشيند او را مىدرد . نيكى بر فراز پيشانىاش نوشته است كه اين نمكين باشد و آفرينندهاش حق است » . « 3 »
ابنقتيبه : از ابوالاسود دوئلى در شمار شاعران ، تابعان ، محدثان ، بخيلان ، مفلوجان و لنگان ياد مىشود و او را از نحويان هم مىشمارند ؛ زيرا پس از على بن ابىطالب ( ع ) ، او اولين كسى است كه پيرامون نحو كتابى نوشته است . « 4 »
هامش
( 1 ) . الشعر و الشعراء 1 / 184
( 2 ) . مقاتل الطالبيين 111
( 3 ) . يتيمة الدهر 2 / 467
( 4 ) . الشعر و الشعراء 2 / 719 .