است ، آنها را چنين ناميدهاند . « 1 »
جوهرى در معناى واژهى مهتجنه گويد : درخت خرمايى است كه براى نخستين بار تلقيح شده باشد . « 2 »
النديم : در روزگار باستان اسطرلاب سطحى هموار داشت و اولين كسى كه آن را ساخت بطلميوس بود . البته برخى گفتهاند كه پيش از وى ساخته شده است ، كه بهدرستى دانسته نشود . اما نخستين كسى كه اسطرلاب را همسطح كرد ابيون بطريق بود .
ابزارها را در شهر حرّان مىساختند ، ولى در زمان حكومت عباسيان ، و از دوران مأمون بدين سو ، رو به فزونى نهاده و صنعتگران به توليد آن پرداختهاند . « 3 »
جوهرى در معناى واژهى علَقه گويد : جامهاى كوچك باشد ؛ يعنى پوشاكى كه براى كودكان استفاده مىشود . « 4 »
شيخ در تهذيب گويد : اصمعى گفته است : اولين زخم از زخمهاى سر را خارصه نامند ؛ زيرا پوست را مىدرد و بيرون مىآيد ( تخرص / پاره مىكند ) . از همين باب است كه گفتهاند : « خرص الثوب » ؛ يعنى خياط لباس را بريد . « 5 »
اولين شعرى كه طَرَفه سرود ، هنگامى بود كه با عمويش به سفر رفت و تلهاى گذاشت و چون خواست راهى شود ، چنين گفت :
يا لكِ من قبّرة بمعمر * خلا لكِ الجوّ فبيضى و اصفرى
قد رُفع الفخ فماذا تصبرى * و نقّرى ما شئت ان تنقّرى
قد ذهب الصّياد عنك فابشرى * لابد يوماً أن تصادى فاصبرى
« خوش باش اى چكاوك سرنهاده بر آبادى ، اينك فضاى پرواز براى تو آماده
هامش
( 1 ) . همان جلد دوم ، جزء اول ، ص 152 ؛ مقالهى هفتم ، فن اول
( 2 ) . صحاح اللغة ( قمن ) 6 / 2217
( 3 ) . الفهرست ، جلد دوم ، جزء اول ، ص 264 ، مقالهى هفتم ، فن دوم
( 4 ) . صحاح اللغة ( علق ) 4 / 1530
( 5 ) . تهذيب الاحكام 10 / 289 .