بيت ( ع ) جستوجو كرد . اين جماعت هم اگر مانند معاويه مىتوانستند خويشاوندى و پيوند خانوادگى ايشان با پيامبر ( ص ) را انكار كنند ، اين كار را مىكردند .
از ابوتمام است :
نقّل فؤادك حيث شئت من الهوى * كم منزل فى الارض يألفه الفتى
ما الحب الا للجبيب الاول * و حنينه ابداً لاول منزل
« دل خود را هر جا كه خواهى ، عاشقانه اين سو و آن سو روانه كن ، كه عشق جز از آنِ محبوب نخست نيست . جوان در روى زمين با چه خانههايى انس و الفت مىيابد ؛ اما همواره دريغاگوى اولين خانه است » .
ديكالجن اما درست بر خلاف سخن ابوتمام چنين گفته است :
اشرب على وجه الحبيب المقبل * و على الفم المتبسم المتقبل
شربا يذكّر كل حب آخر * غض و ينسى كل حب اول
« بنوش به سلامتى هر محبوبى كه رو به سوى تو آرد ، و هر لب خندانى كه به شهد بوسه آميخته است ؛ نوشى كه شيدايىِ تازه و شادابى را به ياد تو مىآورد و عشقهاى آغازين را به فراموشى مىسپارد » .
و در جمع اين دو ديدگاه گفتهاند :
انى لاحفظ عهد اول منزلى * ابداً و آلف طيب آخر منزل
« من پيوسته ياد اولين سراى خويش را در خاطر زنده مىدارم و با رايحهى خوش واپسين منزل الفت مىگيرم » .
و بر خلاف اين گفتهاند :
الحب للمحبوب ساعة حبه * ما الحب فيه لآخر و لاول
« شيدايى محبوب تنها همان گاهِ عاشقى است ، و عشق او را اول و آخرى نباشد » . « 1 »
عبيد عنبرى گويد :
و اول خبث الماء خبث ترابه * و اول خبث النجل خبث الحلائل
« سرآغاز آلودگى آب ناپاكى خاك آن باشد ، و سرچشمهى ناپاكى هر فرزند آلودگى
هامش
( 1 ) . الصناعتين 418 .