تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
همو : آورده‌اند كه نخستين حكيمى كه كتاب نوشت و دانشى را گرد آورد بقراط فرزند مقليدس بن بقراط بود . حكيمان در پزشكى از فلسفه‌ى او بهره مىبرند و در شناخت به دانش او رجوع مىكنند . از كتاب‌هايش كتاب الفصول ، كتاب البلدان و المياه و الاهويه ، كتاب ماءالشعير و كتاب المعرفه است . « 1 » نيز گويد : نخستين كسى كه از اعداد و حساب و هندسه سخن گفت و الحان موسيقى را وضع كرد فيثاغورس بود كه در زمان پادشاهى به نام اگوستوس مىزيست و از دست او گريخت ، اما شاه به تعقيب وى پرداخت و فيثاغورس با گذر از دريا خود را به جزيره‌اى كه معبدى در آن قرار داشت ، رساند و شاه ساختمان معبد كه پناهگاه وى بود ، آتش زد . او شاگردى به نام ارشميدس داشت كه آينه‌هاى سوزان را اختراع كرد و با استفاده از آن ، كشتىهاى دشمن را در دريا به آتش كشيد . « 2 » همو گويد : يكى از سروران فرزانگان كه پس از بقراط بيامد ، سقراط بود ؛ اولين كسى كه سخنانى حكميانه از او شنيده شده و به‌يادگار مانده است . آورده‌اند كه تيمائوس او را گفت : اى استاد ، چرا حكمت خويش را در دفاترى براى ما نمىنگارى ؟ و او چنين پاسخ داد : تو چه اطمينانى به پوست چهارپايان مرده دارى و چه اندازه به گوهرهاى زنده‌ى جاودان بدبين هستى ! دانش كه وسيله‌ى آن عنصرى عقلى است ، چگونه از كان نادانى بزايد ؟ « 3 » جوهرى در معناى واژه‌ى قاشره گويد : اولين مرحله از شكسته شدن سر است ، زيرا پوست را مىشكافد ( / تقشّر الجلد ) . قاشور نيز اسبى است كه در مسابقه به دنبال همه‌ى اسبان بتازد . سِكّيت هم به همين معنا است . « 4 » ابوهلال به نقل از اشهب بن جميل : من اولين كسى هستم كه باعث شدم جرير و
هامش
( 1 ) . همان 95 ( 2 ) . تاريخ اليعقوبى 119 ( 3 ) . همان 118 ( 4 ) . صحاح اللغة ( ق‌ش‌ر ) 2 / 792 .