تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
يارى مىدهد و كتاب فرو فرستاده‌شده‌اش بر آنان نازل شده است . گروهى كه بنياد ايشان از هاشم استوارى يافته ، با تيره‌هايى همه و الا و شرافتى همه ريشه‌دار . خداوند با هدايت ايشان از مردمان خرسندى يافته و فرستاده‌ى خدا به تلاش آنان يارى شده است . چهره‌هايى بس تابان ، كه وقتى روزگار سترون غبارآلود مىشود ، از دستان ايشان باران مىبارد . كسانى كه در پاكدامنى و بخشندگى بر همه برترى يافته‌اند و خوى ايشان نادانان را ناديده مىگيرد » . « 1 » شگفتا كه ايشان از يك سو همداستان شده‌اند كه پيامبر ( ص ) نخست زيد بن حارثه ، و آن‌گاه جعفر و سرانجام عبدالله بن رواحه را فرماندهى داد ، و از سوى ديگر چيزهايى نقل مىكنند كه دروغشان را هويدا مىسازد و رسواشان مىكند و برساخته‌هاى آنان را مىنماياند . از آن جمله ، اين شعر حسان است كه حتى خليفه‌ى دوم نيز آن را بر زبان آورده است :
فلايبعدن الله قتلى تتابعوا * بمؤتة ذوالجناحين جعفر و زيد و عبدالله حين تتابعوا * جميعاً و اسياف المنية تقطر
« خداوند كشتگان پىدرپى موته را از رحمت خويش دور مكناد ؛ جعفر ذوالجناحين ، زيد ، و عبدالله را كه وقتى از شمشيرهاى مرگ خون مىباريد ، يكى پس از ديگرى روانه شدند » . تا آن‌جا كه گويد :
غداة غدوا بالمؤمنين يقودهم * الى الموت ميمون النقيبة ازهر اغرّ كضوء البدر من آل هاشم * ابىّ اذا سيم الظلامة اصعر
« پگاهى كه آن درخشنده‌ى فرخنده‌سرشت مؤمنان را به سوى شهادت برد ، همان چهره‌ى تابان خاندان هاشم كه به سان بدر مىدرخشيد ، بزرگ‌مردى كه به گاه رخ نمودن ستم ، سربرتابد و روى بگرداند » . « 2 » آنان اين كار را از سر دشمنى با اميرالمؤمنين ( ع ) كرده‌اند كه جعفر افتخار برادرى با
هامش
( 1 ) . مقاتل الطالبيين 32 ( 2 ) . اشعار را بنگريد در : سيرت رسول الله ( ص ) 2 / 860 .
نخستينها ( فارسى ) — صفحة 236 | الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) / محمد رضا مرواريد