تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
دين دارند و نه قرآن . من آنان را بهتر از شما مىشناسم ؛ در كودكى با آنان بزرگ شده‌ام ، و در بزرگسالى با آنان بوده‌ام ، بدترين كودكان و بدترين بزرگسالان بوده‌اند . اين سخنى حق است كه از آن ناحق را خواسته‌اند . به خدا كه آنان قرآن را تنها از اين رو برداشته‌اند كه آن را مىشناسند و بدان عمل نمىكنند . قرآن را در برابر شما از بهر فريب و نيرنگ عَلم كرده‌اند . براى ساعتى ، بازوان و جمجمه‌هاى خويش را به امانتِ من دهيد ؛ چه ، حق به نقطه‌ى عطف خود رسيده و راهى نمانده جز آن‌كه دنباله‌ى ستمگران بريده شود . پس نزديك بيست‌هزار مرد با رخساره پوشيده در آهن ، با نيزه‌ى آخته در دست ، با شمشير آويخته بر گردن و با پيشانىهايى سياه‌شده از سجده گرد آمدند . مسعر بن فدكى و زيد بن حصين و گروهى از قاريان كه پس از آن در شمار خوارج شدند ، پيشاهنگ آنان بودند و على را نه با عنوان اميرى مؤمنان كه با نام صدا زدند و گفتند : اى على ، اگر به كتاب خدا خوانده شده‌اى ، آنان را پاسخ مثبت بده و گرنه تو را خواهيم كشت ؛ چونان كه عثمان را كشتيم . به خدا اگر به آنان جواب ندهى اين كار را خواهيم كرد . حضرت به آنان فرمود : واىِ شما ، من اولين كسى بودم كه به كتاب خدا فرا خوانده شدم و اولين كسى بودم كه پاسخ دادم . نه شايسته‌ى من باشد و نه ديندارىام مرا چنين رخصتى دهد كه به كتاب خدا خوانده شوم و آن را نپذيرم . من با آنان مىجنگم تا شايد به داورى قرآن گردن نهند ، ولى آنان خدا را در آنچه دستور داده نافرمانى كرده ، پيمان او را گسسته و كتابش را ناديده گرفته‌اند . من اما پيش‌تر ، شما را آگاه كردم كه آنان با شما نيرنگ باخته‌اند و مرد عمل به قرآن نيستند . گفتند : كسى را نزد اشتر گسيل دار تا سراغ تو آيد . « 1 » بامداد پس از ليلةالهرير ، اشتر در آستانه‌ى اردوگاه معاويه خيمه زده بود تا وارد آن شود . ابن عبدربه : مهلّب را پرسيدند : در نبرد با ازرقيان ، شگفت‌آورترين چيزى كه ديدى
هامش
( 1 ) . وقعة صفين 489 .
نخستينها ( فارسى ) — صفحة 239 | الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) / محمد رضا مرواريد