راهى شويد ، رهسپار شوم و اگر سربرتابيد من نيز چنين كنم . پس مردم سوى او شوريدند و گفتند : ما از دشمن خدا سر بپيچيم و به دو گوش نسپاريم و از او فرمان نبريم .
نخستين كسى كه به سخن برخاست ابوطفيل كنانى بود كه گفت : حجاج به شما چون آن گويندهاى مىنگرد كه گفت : « بردهات را بر اسب بنشان و بتازان ؛ كه اگر مُرد او مرده و اگر بُرد تو بُردهاى » . حجاج را باكى نباشد كه شما را به خطر اندازد و به آزمونهايى گران افكند و از ميان درّهها و سنگلاخها گذر دهد . اگر پيروز شُديد و غنيمت گرفتيد ، همهى آن خاك را ببلعد و اموالش را بستاند و بر قلمرو سلطهى خويش بيفزايد ، و اگر دشمنتان پيروز شد ، شما دشمنانى كينهتوز به شمار آييد كه از خشم او در امان نباشيد ، و چيزى براى شما باقى نخواهد گذاشت . حجاج ، اين دشمن خدا را بر كنار كنيد و با امير پيمان ببنديد . گواه باشيد كه من اولين كسى هستم كه او را خلع كردم .
سپس عبدالمؤمن پسر شبث بن ربعى برخاست و گفت : اگر از حجاج پيروى كنيد ، همانند فرعون شما را چونان لشكريانى راهى ديار غربت خواهد ساخت . شنيدهام كه فرعون نخستين كس بود كه سپاهيان را به همان كار گمارد ، و ديگر عزيزانتان را نخواهيد ديد . پس با امير خود بيعت كنيد و بر دشمن خويش حجاج بشوريد و او را از خاك خود برانيد . آنگاه مردم سوى عبدالرحمان شتافتند و با او بر يارى بر خلع حجاج و راندن وى از خاك عراق بيعت كردند .
تا آن زمان سخنى از عبدالملك نبود . چون به سرزمين پارس رسيدند ، گفتند : اينك كه حجاج را بر كنار كردهايم ، به عبدالملك نيز بپردازيم . اولين كسى كه عبدالملك را خلع كرد ، تيجان از تيم الله بن ثعلبه بود كه برخاست و گفت : من اين مگس را خلع كردم ؛ چونان كه جامه از تن برمىكَنم . پس با عبدالرحمان به اين شرط كه بر اساس كتاب خدا و سنت پيامبرش و نبرد با حرمتشكنان رفتار كند ، پيمان بستند .
چون گزارش اين كار به مهلب رسيد ، به حجاج نوشت كه عراقيان همچون سيلى كه تا رسيدن به پايان ، چيزى جلودارش نباشد ، رو به تو آوردهاند . آنان را در آغاز بيرون شدن نيرويى گران باشد و به زنان و فرزندانشان شوقى بسيار دارند ، پس آنان را واگذار تا سراغ
نخستينها ( فارسى ) — صفحة 230
مساهمون: الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري )
ص٢٣٠