را شكر كه تو را بهسلامت داشت . گفت : برويد ؛ گواهى دروغ مىدهيد و در شهادت بر ضد من مسابقه مىگذاريد و مىخواهيد سخنتان را بشنوم ؟ به خدا سوگند كه با شما سخن نخواهم گفت . « 1 »
نيز در همانجا : عبدالرحمان بن سعيد عدوى در اين باره گفته است :
فان تقتلونا يوم حرة واقم * فنحن على الاسلام اول من قتل
و نحن قتلناكم ببدر اذلة * و ابنا باسياف لنا منكم نفل
فان ينج منها عائذ البيت سالما * فكل الذى نالنا منكم جلل
« اگر در نبرد حرّهى واقم ( بخش شرقى حرّه ) ما را مىكشيد ، ما اولين كسانى هستيم كه در راه اسلام كشته شدهايم . ما پيشتر شما را با خوارى در بدر بكشتيم و با شمشيرهاى خود از شما غنيمت ستانديم . اگر عبدالله بن زبير كه به كعبه پناه برده است ، سالم بيرون آيد ، هر چه از شما بر سر ما آيد ، بزرگ باشد . » « 2 »
ابن عبدربه : عبدالله بن قنفذ در رأس شرطههاى عثمان بود و عثمان اولين كسى بود كه براى خويش فرمانده شرطه گرفت . « 3 »
طبرى : عمروعاص از كسانى بود كه مردم را بر ضد عثمان تحريك و تشويق مىكرد . عثمان در واپسين روزهاى خلافت خويش ، روزى سخن مىراند . عمرو رو در روى او فرياد زد : اى عثمان ، از خدا بترس ، تو به خطاهاى بزرگى دست زدى و ما نيز همراه تو چنين كرديم ، پس توبه كن تا ما نيز برگرديم . عثمان او را صدا زد و گفت : اى روسپىزاده ، به خدا قسم از روزى كه تو را بر كنار كردم ، بر جبّهات شپش افتاده ! از سويى ديگر ندا برخاست : در پيشگاه خدا توبه كن ، و از سويى ديگر نيز ندايى همانند به گوش رسيد . عثمان دستانش را سوى آسمان برداشت و گفت : بار خدايا ، من اولين
هامش
( 1 ) . مؤلف مطلب را از منبع قبلى ، يعنى همان معجم البلدان نقل كرده است . براى اطلاع از داستان ، بنگريد به : التحفة اللطيفة فى تاريخ المدينة الشريفة 2 / 467
( 2 ) . معجم البلدان 2 / 249
( 3 ) . العقد الفريد 5 / 37 .