گويد : اولين گشايش ابومسلم از جانب موسى بن كعب در ابيورد بود .
گويد : فراخوانان اهل مرو و كسانى كه دعوت را پذيرفته بودند ، نزد ابومسلم آمدند و اولين كسانى كه بر او وارد شدند ، مردم سقادم بودند كه با ابووضّاح هرمزفرى ، عيسى بن شبيل همراه نهصد تن و چهار سوار حضور يافتند .
گويد : اولين كارگزارى كه ابومسلم او را به كارى گمارد ، داوود بن كراز بود . « 1 »
همو : چون هارون الرشيد براى امين و مأمون بيعت گرفت ، عبدالملك بن صالح كه قاسم تحت سرپرستى او بود ، براى وى چنين نوشت :
يا ايها الملك الذى لو كان نجما كان سعدا * اعقد لقاسم بيعة و اقدح له فى الملك زندا
الله فرد واحد فاجعل ولاة العهد فردا
« اى شاهى كه اگر ستاره بودى ، نيكفال مىبودى ، براى قاسم نيز بيعت بگير و چوب او را هم در اين حكومت شعلهور كن . خدا يكتا و يگانه و طاق است ، تو هم ولىعهدان خود را طاق برگزين . »
گويد : اين اولين عاملى بود كه رشيد را به انديشهى بيعت گرفتن براى فرزندش قاسم انداخت و از مردم براى او بيعت گرفت و او را مؤتمن ناميد و جزيره و مرزها و شهرهاى نزديك مرز را به او سپرد . « 2 »
اولين كسى كه در گورستان باب الشام به خاك سپرده شد ، عبدالله بن على بود كه در سال 147 ق . رخ داد . « 3 »
طبرى به نقل از نوفلى دليل مرگ عبدالله را چنين روايت كند كه منصور وقتى مهدى را در ولايتعهدى بر عيسى بن موسى مقدّم داشت ، و عيسى را از كوفه برداشت و به بغداد فرا خواند ، عبدالله بن على را در دل شب ، پنهانى به عيسى سپرد و او را گفت : اين
هامش
( 1 ) . تاريخ الامم و الملوك 355 تا 357
( 2 ) . همان 8 / 276
( 3 ) . همان 9 .