همو : گفتهاند : زياد اولين كسى بود كه با نيزههاى كوتاه پيش روى او روانه شدند و با گرز پيشاپيش او مىرفتند . « 1 »
نيز گويد : اولين كسى كه سراسر مغرب بلاد اسلامى از مصر و برقه گرفته تا افريقيه و طرابلس براى او گرد هم آمد ، « مسلم بن مخلد » بود كه در سال 50 معاويه او را بدان جا فرستاد . « 2 »
طبرى همچنين گويد : هنگامى كه سليمان بن صرد و يارانش قصد جنگ با ابن زياد كردند ، عبدالله بن يزيد كارگزار ابنزبير در كوفه به سليمان بن صرد نوشت كه ابنزياد دشمن همه است ، پس برگرديد و همداستان شويد . چون نامه به سليمان رسيد ، به يارانش گفت : من و آنان همسان نيستيم . اگر آنان چيره شوند ما را به همسويى با ابن زبير فرا مىخوانند ، ولى اگر ما پيروز شويم ، اين حكومت را به شايستگان مىسپاريم . داستان ما و ايشان چنان است كه آن شاعر كنانى گفت :
ارى لك شكلا غير شكلى ، فاقصرى * عن اللوم اذ بدلت و اختلف الشكل
« من تو را در سيمايى جز سيماى خود مىبينم ، پس اينك كه دگرگون شدهاى و شكلت ديگر است ، نكوهش اندك كن . »
آنگاه به او نوشت : تو خوب كارگزارى هستى ، ولى ما از خداى عزوجل شنيدهايم كه فرمود :
إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ
« 3 » « خدا از مؤمنان جانها و مالهايشان را خريد ، كه بهشت از آنها باشد . » چون نامه به او رسيد ، گفت : اين قوم هوس مرگ كردهاند . اولين گزارشى كه از ايشان به شما رسد ، خبر كشته شدنشان است . به خدا سوگند ، آنان گرامى و مسلمان خواهند مرد ، و قسم به آن كه پروردگارشان است ، دشمنشان آنان را نخواهد كشت ، تا نيروى خويش به نمايش گذارند و كسان بسيار از اين
هامش
( 1 ) . همان 5 / 224
( 2 ) . تاريخ الامم و الملوك 240
( 3 ) . توبه 111 .