تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
رفتند و جامه‌هايى فاخر بر او پوشاندند و دو شمشير زرين بر كمرش آويختند و از اين رو به « دو شمشيردار » شهرت يافت و اولين كسى بود كه شمشيرهاى دوگانه داشت . « 1 » طبرى : اولين كسى كه با سخن تند خود رو در روى عثمان پرخاش كرد ، « جَبَلة بن عمرو ساعدى » بود . او در ميان خويشان نشسته بود و زنجيرى در دست داشت كه عثمان بر آنان بگذشت و سلام كرد و خويشان سلام او را پاسخ دادند . جبله گفت : چرا به مردى كه چنين و چنان كرده است ، پاسخ مىدهيد ؟ آن‌گاه رو به عثمان گفت : به خدا اين زنجير را به گردن تو خواهم افكند ، مگر آن كه نزديكان خويش را وانهى ! عثمان پرسيد : كدام نزديكان ؟ به خدا من همه‌ى آنان را از ميان مردم برگزيده‌ام . جبله گفت : مروان را برگزيدى ، و معاويه و عبدالله بن عامر بن كريز و عبدالله بن سعد را كه قرآن در نكوهش يكى از ايشان نازل شده و رسول خدا ( ص ) خون آنان را روا شمرده است . پس عثمان روانه شد ، اما مردمان پيوسته بر او گستاخ‌تر شدند . « 2 » از سائب روايت شده است : اولين خيمه‌اى كه آن را در منى ديدم ، خيمه‌ى عثمان بود و يكى نيز از آنِ عبدالله بن عامر بن كريز . « 3 » عثمان اولين كسى بود كه در زوراء « 4 » براى نماز جمعه سومين اذان را هم ( افزون بر اذان و اقامه ) آواز داد . « 5 » مسعودى : معتمد يازده روز مانده از رجب سال دويست و هفتاد و نه ، براى غذا و چاشت بنشست . چون عصر شد ، ناهار آوردند ، آن‌گاه به « موشكيره » كه مراقبت از او را به عهده داشت ، گفت : اى موشكيره ، سرها با گردن‌ها چه كردند ؟ زيرا او شب پيش فرموده بود تا دو كلّه با گردن ، براى او بياورند ، اما اينك گردن‌ها را بريده بودند . دو تن از
هامش
( 1 ) . بنگريد به : تاريخ الامم و الملوك 9 / 623 ( 2 ) . تاريخ الامم و الملوك 4 / 365 ( 3 ) . همان 401 ( 4 ) . جايى در بازار مدينه ، يا خانه‌ى عثمان ، يا سنگى كنار مسجد ( 5 ) . همان جا .