داد ، ابوعبيدة بن مسعود بود . « 1 »
نيز گويد : اولين نمايندهاى كه عمر فرستاد ، يعلى بن اميه بود كه وى را رهسپار يمن كرد و فرمان داد تا مردم نجران را از سرزمينشان براند . « 2 »
طبرى : اولين مسلمانى كه در عراق گردنبند پوشيد ، نائل اعرجى بود و داستان اين گونه بود كه وى شهريار ، دهقان باب را در اطراف كوثى به قتل رساند و ابزار جنگى او را ستاند . سعد كه بدان سرزمين آمد ، بر او خرده گرفت كه چرا گردنبند و قبا و زره او را ستاندى و بر اسب او نشستى ؟ گويد : پس نائل رفت و آنچه از شهريار ستانده بود در آورد و بر مركب وى نشاند و به حضور آورد . سعد گفت : گردنبند را نيز درآور و هر گاه ديدى نبردى در گرفته است ، بر گردن كن .
گويد : چون سعد مدائن را بگشود ، و به ايوان كسرى رسيد ، آنجا را مسجد كرد ؛ جايى كه پيشتر در آن ، تنديسهاى گچى از مردان و اسبان بود . . . تا آنجا كه گويد : اولين جمعه در عراق كه گروهى در مدائن گرد هم آمدند ، ماه صفر سال شانزدهم بود . « 3 »
اولين فراخوان عباسيان در سال 100 هجرى بود كه محمد بن على بن عبدالله بن عباس ميسره را از سرزمين شراة به عراق فرستاد ، محمد بن خنيس و حيان عطار و ابومحمد صادق را به خراسان گسيل داشت و آنان را فرمود تا براى او و خاندانش تبليغ كنند . ايشان با نامههاى كسانى كه به اين فراخوان پاسخ داده بودند بازگشتند و ابومحمد صادق براى وى دوازده تن را به عنوان نقيب برگزيد كه سليمان بن كثير در ميان آنان بود . گويد : و هفتاد تن را انتخاب كرد و محمد بن على به آنان نامهاى نوشت تا دستور كار و نقشهى راه آنان باشد . « 4 »
بسيار اتفاق مىافتد كه سلطنت از نسل اول سلسلهى بنيانگذار به ديگران انتقال
هامش
( 1 ) . همان 444
( 2 ) . همان 446
( 3 ) . تاريخ الامم و الملوك 621
( 4 ) . همان 6 / 562 .