از سوى ديگر ، فردى همانند ابوذر را كه در نزد پيامبر ( ص ) جايى نزديك و ارجمند دارد ، به تبعيد فرستاده است
ابن ابىسرح به آن دو گفته بود : با ما روانه نشويد ، اما آنان سوار بر يك مركَب راهى شدند . « 1 »
ابنشحنه : حافظ ، خليفهى مصر ، رضوان وحشى را به وزارت گماشت و او را الملك الافضل ( شاه برتر ) لقب داد . او نخستين وزيرى بود كه در مصر داراى لقب شد . « 2 »
مسعودى : معتزّ اولين خليفهاى بود كه با زيور زرين بر مركَب نشست . پيشينيان او از خليفگان عباسى و گروهى از امويان ، خود و مركب خويش را با زيورهايى اندك از كمربند و غلاف شمشير و زين و لگام نقره مىآراستند . چون معتزّ از زيورهاى طلايى بهره گرفت ، مردم از او پيروى كردند .
پيش از او مستعين نيز نخستين كسى بود كه جامههايى با آستين گشاده به تن كرد ؛ كارى كه سابقه نداشت . او عرض آستين را سه وجب گرفت و كلاهها را كه پيش از آن مانند كلاه قاضيان دراز و كشيده بود ، كوچك كرد . « 3 »
همو : معتمد شادخوارى را بر هر چيزى ترجيح داده و سرگرم خوشگذرانى بود و برادرش ابواحمد موفق بر كارها چيره شده بود و گردش امور را در دست داشت . كار به جايى رسيد كه معتمد را گرفت و به حبس انداخت و بدين ترتيب ، معتمد نخستين خليفهاى بود كه گرفتار خشم شد و به زندان افتاد و محجور ماند . اما معتمد پيشتر گريخته و خود را به حديثهى موصل رسانده بود . موفق ، صاعد را به سامرا فرستاد و به اسحاق بن كنداج نامه نوشت و او معتمد را از موصل باز گرداند . « 4 »
طبرى اما مىگويد كه موفق پسر و كاتب خويش را نزد اسحاق فرستاد . آن دو نزد او
هامش
( 1 ) . تاريخ الامم و الملوك 4 / 291
( 2 ) . روض المناظر 208
( 3 ) . مروج الذهب 4 / 94
( 4 ) . همان 123 .