اى مردم ، آغاز هر نشستن بر مركَبى دشوار است و اگر زنده بمانم ، خطبهها را به شكلى كه بايد ، برايتان خواهم خواند . « 1 »
طبرى : اولين كسى كه گزارش كار طليحه را براى پيامبر ( ص ) نوشت ، سنان بن سنان عامل بنىمالك بود . « 2 »
و گويد : چون عمر به خلافت رسيد ، اولين سخنى كه بر زبان آورد پيرامون بركنارى خالد بن وليد بود كه گفت : او هرگز از جانب من عهدهدار كارى نخواهد شد و به ابوعبيده نوشت كه خالد اگر گفتههاى خودش را تكذيب كرد ، بر آن چه فرمان مىرانده ، فرمان براند ، و اگر چنين نكرد ، بر آنچه او فرمان داشت ، تو فرمانروا باش و دستار از سر او برگير و نيمى از اموالش را بستان . هنگامى كه ابوعبيده ماجرا را با خالد در ميان نهاد ، خالد گفت : مرا مهلتى ده تا در اين باره ، با خواهر خويش راى زنَم . پس نزد خواهرش فاطمه بنت وليد رفت و از او چنين شنيد : به خدا قسم كه عمر هرگز تو را دوست نمىدارد ، و جز اين نمىخواهد كه تو گفتههاى خود را تكذيب كنى ، و آنگاه تو را بر كنار سازد . خالد بر سر خواهر بوسه زد و گفت : حق با تو است . او از اين كه خود را تكذيب كند ، دريغ ورزيد . ابوعبيده نيز يك لنگه از كفشهاى او را برداشت . « 3 »
نيز گويد : گفتهاند اولين كارى كه عمر كرد آن بود كه در شب فوت ابوبكر ، پيش از نماز صبح ، مردم را همراه مثنى بن حارثه شيبانى براى حمله به سوى فارسيان فرا خواند و چون صبح شد با مردم بيعت كرد و دوباره آنان را به سرزمين فارس فراخوان داد و مردم سه روز براى بيعت حاضر مىشدند و او فراخوان مىداد و كسى راهى نمىشد ؛ زيرا جبههى پارسيان را به دليل سلطنت پايدار و زورگويى ايشان به ملتها خوش نداشتند . چون روز چهارم شد ، عمر بازگشت و مردم را براى رفتن به عراق صلا زد ، و اولين كسى كه پاسخ
هامش
( 1 ) . العقد الفريد 4 / 231
( 2 ) . تاريخ الامم و الملوك 3 / 187
( 3 ) . تاريخ الامم و الملوك 436 .