تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
از همين مىناليم . « 1 » ابن‌سنان گويد : از امام رضا ( ع ) پرسيدم : آيا خداوند پيش از آن‌كه خلق را بيافريند ، به نفس خويش آگاه بود ؟ فرمود : آرى . گفتم : آن را مىديد و مىشنيد ؟ فرمود : نيازمند اين امر نبود ؛ زيرا از خود چيزى نمىپرسيد و چيزى نمىخواست . او خود بود و خودش او بود . قدرتش نيز بر همه جا گسترش داشت ؛ بنابراين ، او براى خود هيچ نيازى نداشت كه نامى بر خويش نهد . اما در برابر مردمان نام‌هايى بر خود نهاد تا آنان او را بدان‌ها بخوانند ؛ چه اگر او با نام خوانده نشود ، شناخته نگردد . اولين نامى كه براى خود برگزيد « العلى العظيم » بود . اين نخستين نام او باشد كه از هر چيز برتر است . « 2 » ابن ابىيعفور گويد : به امام صادق ( ع ) گفتم : در اين كلام خداى متعال كه فرمود :
هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ
« 3 » « او اول است و او آخر است » تفسير واژه‌ى آخر را براى ما بيان فرما . فرمود : هيچ چيزى نيست جز آن‌كه شروعى دارد و دچار تغيير مىشود يا دگرگونى و نابودى بر آن عارض مىگردد ، يا از رنگى به رنگى در مىآيد ، و هيئتى را وامىنهد و هيئتى ديگر را مىپذيرد ، و از صفتى به صفتى تبديل مىشود ، و از فزونى به كاستى مىرسد ، و از كاستى به فزونى ، مگر پروردگار جهانيان كه هرگز نابود نمىشود ، و پيوسته در يك حال است . او آغازين است پيش از هر چيز و واپسين است و از ميان نمىرود ، و صفت‌ها و نام‌ها در او ديگرگونه نمىشود ، بر خلاف ديگرانى چون انسان كه روزى خاك است ، روزى گوشت است ، روزى استخوان پوسيده است و روزى خاك . « 4 » جاحظ : ابوعبيده معمر بن مثنى گويد : اولين خطبه‌اى كه على بن ابىطالب ( ع ) ايراد كرد اين بود : هيچ كس جز بر جان خويش بيم نبرَد ، كه هر كس بر جان خويش نترسد ، در حالى
هامش
( 1 ) . وقعة صفين 536 ( 2 ) . الكافى 1 / 113 ( 3 ) . حديد 3 ( 4 ) . همان 115 .
نخستينها ( فارسى ) — صفحة 106 | الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) / محمد رضا مرواريد